آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )

195

سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )

نقد على بيگ پىببرد و ضمنا معاهده‌اى تجارتى با شاه عباس ببندد شخصى را به نام دودموركتن « 1 » به سفارت روانهء ايران كرد و اين شخص و رابرت شرلى در يك كشتى و نقد على بيگ در كشتى ديگرى سوار شدند و در بيست و سوم مارس 1627 ( 5 رجب 1036 ) از لندن حركت نمودند . نقد على بيگ چنان كه گفتيم خود را مسموم ساخت ولى دو سفير ديگر در دهم آوريل 1628 ( 4 شعبان 1037 ) به اصفهان رسيدند . شاه عباس در اين موقع در اشرف مازندران بود به همين جهت رابرت شرلى و سفير انگليس به‌خدمت او شتافتند . شاه ايشان را پذيرفت و در جلسهء شرفيابى اتهاماتى را كه نقد على بيگ به رابرت شرلى وارد نموده بود به كلى ناموجه و بىمورد دانست و به سفير انگليس نيز وعده داد كه هر سال مقدارى ابريشم به تجار انگليسى واگذارد و در برابر قيمت آنها از ايشان ماهوت بگيرد . دودموركتن غير از اين جلسه ديگر نتوانست شاه را ببيند ، زيرا كه درباريان ظاهرا به‌تحريك عمال كمپانى تجارتى شرق انگليس مانع ملاقات ديگر او با پادشاه بودند . به‌همين جهت سخت ملول گرديد و با رابرت شرلى به قزوين برگشت . در سيزدهم ژوئيه 1628 ( ذى القعده 1037 ) رابرت شرلى در قزوين اين دنياى پر ملال را وداع گفت و ده روز بعد دودموركتن نيز در همان شهر جان داد . نعش سفير انگليس را در قبرستان ارامنه به خاك سپردند ، ليكن ترزا شرلى زوجهء وفادار او جسد شوهر را به امانت نگاه داشت تا به

--> ( 1 ) . Dodmore Cotton