آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )
139
سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )
آنها مجبورا و از روى بىميلى امتثال امر نمودند ولى اصرار زياد براى حضور رسيدن سفير جديد كردند . بعد از يك هفته يا 10 روز تأخير در روز ششم مارس سفير جديد به توسط ارل دارد يك به حضور مشرف گرديد . اين سفير در اطاق جشن كه پادشاه براى پذيرايى او در آنجا ايستاده بود داخل شد ولى بدون هيچ علامت احترام و تعظيم پيش آمد و به پادشاه نزديك شد . اعتبارنامههاى خود را يكىيكى به لحاظ رسانيد و اول آنها را بوسيده بعد به دست پادشاه داد ولى در وقت تقديم آنها حتى تعظيم هم نكرد . فقط بعد از انجام مأموريت مختصر خود پشت به پادشاه كرده به قدر بيست قدم رفته بعد برگشت و دست خود را بهطور تحكم حركت داد كه مردمى كه در ميان او و پادشاه بودند كنار بروند و از آنجا يك نوع تعظيم و تكريم نموده بعد سه دفعه سر فرود آورده رفت . خيال داشت كه به حضور ملكه برسد ولى ملكه در خانه نبود . سفير چون اين مطلب را شنيد با تمام كالسكههاى سلطنتى خود به [ در ] پارك سنت چمس اينقدر گردش كرد تا ملكه به خانه مراجعت كرد . بعد او آمده به حضور رسيد . روز بعد من سفير ديگر را كه سر رابرت شرلى باشد در خلوت به حضور پادشاه رساندم . بعد گفتگوى زياد ما بين شرلى و تجار درگرفت زيرا كه پادشاه امر كرده بود كه مخارج او را تجار متحمل بشوند و حال آنكه تجار امتناع ورزيده مىگفتند كه بايد پادشاه آن مخارج را ادا كند . فى الواقع پادشاه امر كرده بود كه در سفاينى كه در اوايل ماه مه مىبايست روانهء هند شرقى بهشود [ بشود ] هر دو سفير را جا دهند .