آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )
135
سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )
او فراهم آوردند و دو روز در آنجا مانده اجازه خواست كه به حضور برسد و روزى براى او تعيين شد . سر رابرت شرلى و دوستانش حدس زدند كه بايد ورود اين سفير جديد از دسايس تجار بوده باشد بهخصوص در صورتىكه مىخواستند سفير جديد را به آن عجله به حضور برسانند . سر رابرت براى فهميدن حقيقت امر از لرد « كريولاند » كه يكى از منسوبان او بود خواهش كرد كه همراه به خانهء سفير جديد بروند و او را تهنيت ورود گويند . و سر رابرت مىخواست به سفير جديد اطلاع دهد كه خود نيز از جانب همان پادشاه به سفارت آمده است . براى حصول اين قصد لرد كريولاند از ايشيك آغاسىباشى خواهش كرد كه اعتبارنامههايى را كه سر رابرت شرلى همراه آورده به پادشاه تقديم كرده بود به او بدهد تا مطلب را به سفير جديد مدلل سازند . ولى ايشيك آغاسىباشى قبول نكرد و گفت كه اين امر به من مدخليت ندارد . بنابراين لرد كريولاند به دوك « بوكينگهام » رجوع كرده بهتوسط او اجازه از پادشاه حاصل كرد كه آن كاغذها را براى استدلال مراتب مأموريت « سر رابرت شرلى » به هرجايى كه لازم است نشان دهد . بنابراين لرد كريولاند اين اعتبارنامهها را گرفته همان روزى كه مىبايست سفير جديد بهحضور برسد با كالسكهء پادشاه هفت هشت نفر كه من هم از آن جمله بودم به خانهء سر رابرت شرلى رفتيم و از آن جا مهياى رفتن خانه سفير جديد گشتيم . من اظهار داشتم كه بهتر است قبل از وقت آدمى فرستاده از آمدن خود به سفير جديد خبر دهيم كه مبادا بىاحترامى نسبت به ما بشود .