آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )
126
سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )
سر رابرت اين حالت جبن قشون خود را مشاهده كرده به كلمات ذيل آنها را تشويق كرده گفت اى سربازان با غيرت و رشادت ايران لازم نيست كه با كلمات مفصل جرئت شما را مشوق شوم زيرا كه اين امر روغن در روى آتش ريختن يا ركاب به اسب ممتاز زدن است . رشادت و دوامى كه در جنگهاى سابق خود حتى در همين جنگ آخرى ظاهر ساختيد مرا اطمينان مىدهد كه اگر دشمن به مراتب زيادتر از حالا بود معهذا چون حق به جانب ما است و سربازهاى ما به عين رشادت آراسته هستند در اين مورد هم ما مظفر و فاتح واقع خواهيم شد و غيرت من مرا محرك است كه در جنگ اول ، باشم و در مقاومت آخرين شخص قشون خود واقع شوم مگر اينكه مرگ شرافت مرا از قيد تكليف خود مستخلص سازد . پس امروز مرا به منزلهء سرمشق رشادت خود قبول كنيد و هركجا كه سركردهء شما مىرود شما هم برويد جرأت داشته باشيد و مسلما فتح نصيب ما خواهد شد . بعد از اين كلمات چماق محكمى به دست گرفته نقاب كلاه خود را پايين كشيده و نهيب به اسب خود زده با كمال غيظ و غضب بر دشمن حمله كرد . سربازهاى او بهطورى با عزم و جزم از عقب او رفتند كه عثمانيها مات و متحير مانده بودند زيرا كه او بدون ترس ميان قشون مىدويد و مانند شير هركس را كه در جلو مىديد به قتل مىرسانيد . و دشمن همينكه اين رشادت را ديدند و قتل بىاندازهاى كه او كرده بود مشاهده نمودند اغلب رو به انهزام گذارده و بعضى اسلحه ريخته و تسليم شدند مابقى را بدون طرفدارى و اغماض به قتل رسانيد .