آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )

112

سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )

حق هموطنان خود بلكه در حق اهل هلند و فرانسه و اسپانيا نمود و طرف حيرت زيردستان خود گرديد ، عازم شده به مراكش رفت و در آن‌جا با كمال تجمل پذيرفته شد . در وقت اقامتش در صافى و در اثناى راه كاغذهاى زياد از پادشاه رسيد كه اقدامات حسنهء او را نهايت تعريف نموده و شجاعت‌هاى برى و بحرى او را توصيف مىكرد . خلاصه جميع رسوم و آداب و تعارفات را به كار مىبرد كه اسباب رضايت‌خاطر سر آنتوان را فراهم بياورد . دو روز بعد از ورود به مراكش پادشاه تهيه و تداركى براى مهمانى دربار ديد و سر آنتوان به‌قدرى كه مجال و اعتبار پيش تجار ايرانى داشت البسه و مخلفات براى همراهان خود فراهم آورده به مهمانى رفت . دو نفر از اسپانياييها از لياقت و حالات حسنه سر آنتوان به‌طورى حالت اخلاص و تحير به‌هم رساندند كه در خدمت‌گذارى او و دادن پول با هم رقابت مىورزيدند . خلاصه به قدر كفاف از همراهان خود همراه برداشته سوار اسب شده به عمارت سلطنتى رفت و در جايى هم كه پسرهاى پادشاه از اسب پياده مىشوند او پياده نشد . بلكه سواره به ميان عمارت سلطنتى رفت ، و در اين‌جا پادشاه سلام مىنشيند و اكابر و اعاظم او در همين محل به حضور او مىرسند . چون به حضور پادشاه رسيد پادشاه نامه‌هاى او را با التفات و لطف مخصوصى قبول كرد و با خود او با كمال احترام و عزت رفتار نمود نه تنها پادشاه اظهار توجه نمود بلكه جميع امنا اظهار مهربانى نمودند . خلاصه مرخصى گرفته امنا او را تا آن‌جايى كه سوار اسب شد