آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )

109

سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )

نمايد . و مىگفت كه اگر اين مبلغ گزاف از دست ما برود اسباب هلاكت خودم و عيال و اطفالم خواهد شد . و مىگفت در عوض از اين مبلغ هرچند بخواهيد تقديم خواهم كرد و تا عمر دارم تمام مايملك خود را از شما خواهم دانست . سر آنتوان از بدبختى تاجر به ترحم درآمده مستحفظين اين مبلغ گزاف را طورى مفتون ساخت كه كليهء آن مبلغ را گرفته به تاجر مسترد نمود . بدون اينكه دينارى از آن طمع نمايد . و تاجر با منتهاى مسرت به سمت مملكت خود عازم شد . اندكى بعد از اين واقعه سر آنتوان فرمود كه لنگر بردارند و به واسطهء باد مساعد به زودى پيش رفته ممالك اسپانيا و پرتغال از نظر او محو شد . در اين‌جا بايد شرح سفر سر آنتوان را به ختم برسانيم زيرا كه اطلاعات درستى نداريم و او را بسپاريم به امان خدا كه هميشه حامى و حافظ اقدامات حسنه است . مصنف در اين‌جا كلام خود را ختم مىنمايد ما نيز در باب بقيهء سرگذشت‌هاى او به ترتيب اطلاع نداريم . ولى وقايعى كه از سرگذشت‌هاى او معلوم گشته از قرار ذيل است . در سنهء 1604 اين شخص خارق‌العاده از جانب امپراطور آلمان به سمت سفارت نزد پادشاه مراكش فرستاده شد . شرح مختصرى از اين سفارت در سياحت‌نامه‌اى كه موسوم است به سياحت‌هاى پورچاس نگاشته شده است . كه بعضى حالات و اخلاق سر آنتوان به خوبى معلوم مىسازد . گويد : در اين اوقات يعنى در اوايل ماه اكتبر سر آنتوان شرلى به