حسين زمانى
9
سفرنامه بخارا ( عصر محمد شاه قاجار ) ( فارسى )
كند كه اسير گرفتن شيعيان و خريد و فروش آنها جايز است يا نه . « 1 » در مورد روابط محمد شاه قاجار با امير بخارا در منابع داخلى و تحقيقات انجام شده مطلبى ذكر نشده است مگر نامهاى از امير بخارا ( امير نصر اللّه ) به محمد شاه كه در سال 1263 ه . ق تحرير يافته است . در اين نامه امير بخارا شاه ايران را « برادر عاليشأن والاجاه » خطاب كرده و پس از برشمردن مناطق تحت سلطهء خود و امنيت تركستان انگيزه نوشتن نامه را كه تأسى به « اكابر اسلاف سالفه » بوده از لوازم اتحاد و « محرك و داد و موالات » دانسته است . امير بخارا همچنين متذكر مىشود كه يكى از بزرگان و معتمدان خود را بهنام « حاجى روزى بيگ » بهرسم سفارت به دربار شاه ايران فرستاده است . « 2 » اين نامه بهدلايلى به لحاظ تاريخى حائز اهميت است . در اين موقع امير نصر اللّه حاكم بخارا بود و ظاهرا از اقتدارى برخوردار بود اين بازماندهء بيگجان گويا از نيات انگليسيها در منطقه مطلّع بود . از طرفى براى تثبيت موقعيت خود با خانات خوقند و خيوه نيز در جنگ بود ، لذا بهترين فرصت براى او جلب رضايت حكام ايرانى و پيوندى با دربار قاجار بود . از اينرو است كه امير نصر اللّه با فرستادن نامه و سفير به نوعى خواستار همكارى در سطحى وسيعتر از پيش است . اين ادعا از بررسى نامهء امير بخارا و همچنين مطالعهء گزارش فرستادهء ايران ثابت مىشود . بىدليل نيست كه نويسندگان بيگانه كه در آن زمان در مورد امير نصر اللّه مطلب نوشتهاند از او به بدى ياد كردهاند بهويژه انگليسيها . « 3 » بههرحال اوج مناسبات دوستانه بين محمد شاه قاجار و امير نصر اللّه حدودا
--> ( 1 ) . سپهر : ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 151 . ( 2 ) . متن كامل اين نامه در : آدميت ، فريدون : امير كبير و ايران ، تهران ، امير كبير ، 1334 ، چاپ دوم ، ص 415 - 414 آمده است . متأسفانه دانشمند محترم آقاى آدميت مأخذ اين سند را ذكر نكردهاند . ( 3 ) . از جمله نوشتههاى مسافر مجارى تحت عنوان : آرمينيوس ، و امبرى : سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ، ترجمه فتحعلى خواجه نوريان ، تهران ، انتشارات علمى و فرهنگى ، چاپ چهارم ، 1365 ، ص 251 ، 286 و . . . .