حسين زمانى

63

سفرنامه بخارا ( عصر محمد شاه قاجار ) ( فارسى )

اسمعيل خان قلعه ررذى [ ؟ ] با جناب ميرزا رضاى مجتهد و چند نفر ملّا و سادات به ديدن اين فدوى آمدند . روز عيد فطر بوده كه وارد دامغان شديم . حكايت تازه نبوده كه قابل عرض باشد . از دامغان حركت و در دولت آباد به كنار باغ چادر زديم . عاليجاه حسينعلى خان ولد مرحوم مطلّب خان با چند نفر از برادران به ديدن فدوى آمدند و ميوه و تعارف آوردند . سه ساعت از شب گذشته از آنجا حركت و در آهوان در كاروانسرا منزل نموديم . حسب الحكم جناب اجل اعظم ، مرحوم شريف خان قلعه و باغى در آنجا بنا نهاده ولى به اتمام نرسيده است و كاروانسراى قوشه هم آباد است . آب بسيار خوبى دارد و زراعت كلّى در آنجا مىشود . طلوع صبح كه بسيار سرد بود از آهوان حركت [ كرده ] حضرات ايلچيان از شدت سرما بسيار عجز و آه و ناله نمودند . خود و آدمهاى ايشان ياراى تكلّم نداشتند . ظهرى وارد شهر سمنان شديم . نواب سيف الله ميرزا به شهميرزاد رفته بودند . عاليجاه زين العابدين خان با كدخدايان و عمّال استقبال نموده نهايت عزّت و حرمت كردند . نواب شاهزاده رقمى به عاليجاه زين العابدين خان نوشتند كه بايد به حضرات حرمت كنيد ، اخراجات و سيورسات هرچه بخواهند بدهيد . چهار روزه اخراجات گرفتيم ، يكى از بابت آهوان و دو روز توقف سمنان و يكى هم از بابت لاسجرد . منزل در خانهء نواب سيف اللّه ميرزا نموده جناب حاجى ميرزا عسكرى به ديدن اين فدوى آمده در سمنان نهايت خدمتگذارى را به عمل آوردند . از سمنان چاپارى از براى دستور العمل روز ورود روانه درگاه خلافت نموده ، عريضه نگار شدم و از آنجا منزل به منزل آمده تا وارد پلشت شديم . از آنجا حركت و روانه مقر خلافت گرديده ، در يك فرسنگى دولاب نتيجة الامراء العظام مرتضى خان برادر مقرب الخاقان كشيكچى باشى با جمعى از غلام پيشخدمتان و غلامان استقبال نمودند ، و از جانب نواب ايلخانى عاليجاه هاديخان با جمعى از سواره مهاجرين و