حسين زمانى
35
سفرنامه بخارا ( عصر محمد شاه قاجار ) ( فارسى )
جواب فرمايشات امير را هريك به نحوى كه مستحسن بود عرض نمودم و بالاخره گفتم كه فرمايشات سركار امير را خلاف نمىگويم ، ولى در باب مهندسى ولايت قاعده آنها اينست كه به هرجا بروند نقشه ولايات و حدود آنجا را معين نمايند ؛ علاوه بر اين از علف صحراها نيز چيزى برداشته به ولايت خود مىبرند . اين احوالات را از قديم الايّام داشته و دارند ؛ چون سركار امير از احوالات آنها استحصالى ندارند بنظرشان غريب مىنمايد . محتمل است كه از زمان سلف الى حال چندين مراتب نقشهء بخارا كشيده به ولايت خود بردهاند ، ولى از آنها چيزى به ظهور نرسيده . امّا در باب اينكه سعى در خرابى ولايت بخارا مىنمايند اين فقره در نظر مسلم نيست زيرا چون دولت علّيه ايران با دولت بهيّه انگريز متحد و [ يك رنگاند ] و بر خلاف رضاى دولت علّيه حركت نمىنمايند ، با وصف اينكه اتحادى در فيما بين دولت علّيه و سركار امير بهم رسيده محال عقل است كه من بعد صاحبان خيال فاسده نسبت به بخارا و ممالك سركار امير در دل بگذرانند و پيرامون خلاف گردند . سركار امير گفت زياده از اين فسادى كه مىنمودند ديگر چه خواهند كرد . در مجلس اول به [ همينقدر ] گفتگو اكتفا نموده زياده اظهارى نشد . عاليجاه يوسف ولف پادرى در چهارباغ نائب عبد الصّمد خان تبريزى كه حال در آنجا صاحب نظام سرباز و توپخانه است منزل داشت و صاحبان سابق « 1 » هم در آنجا منزل داشتند . قريب يك ساعت و نيم در مجلس محاوره و مكالمه شد ، فدوى مرخص گرديده بيرون آمد . قبل از حركت و بيرون آمدن تفصيل هدايا و تحف كه از دولت عليه مهدى و مرسل شده بود به شقاول القا شده او نيز مراتب را به عرض سركار امير رسانيد .
--> ( 1 ) . احتمالا مقصود از صاحبان سابق ، استودارت و كونولى بوده كه به امر امير كشته شدند .