حسين زمانى

32

سفرنامه بخارا ( عصر محمد شاه قاجار ) ( فارسى )

نيز زياده از حد معمور و داخل قلمرو حاكم خوقند است . در شب حسين خان بطور خفيه به ديدن اين فدوى آمد . قند و چاى به منزل مباركى فرستاده تفصيلات احوال خود را نقل نموده ، آن شب را مهماندارى بسيار خوب كرد . قاعده آنست كه اهل بخارا نمىتوانند بىاذن امير ديدوبازديد احدى چه اهل ولايت و چه از بيگانه نمايند . در طلوع آفتاب كه ششم شهر جمادى الاولى بوده روانهء بخارا شده ، مسافت آن منزل هفت فرسنگ است . در دو فرسنگى شهر توقسابه با شقاول كه منصب ايشيك آقاسى باشى دارد ، سركار امير آنها را با چهل پنجاه سوار ساخته و پرداخته به استقبال اين فدوى فرستاده . نيم ساعت به غروب مانده وارد شهر شديم . ما را در خانه [ اى ] كه سابق متعلّق به سيد حسين خان توره برادر سركار امير بود منزل دادند . به زبان تركستانى شاهزاده را توره مىنامند . در اوايل دولت ، سركار امير توره را زهر خورانيد ، بنا به سبب عدم اطمينان از او و هم به علت گمان تشيع كه در او مىبردند . آن خانه الحال ضبط سركار امير است . حضرات به همراهى ما داخل منزل شده بعد از ورود بلافاصله خليل خواجه را احضار به حضور فرموده ، پس از قرار فدوى در منزل ، شيرينى و حلويات آورده سفره كه به اصطلاح آنها دستور خان مىگويند ، گسترده حلويات و نان هم كه بايد لامحاله در سفره باشد چيده ، چند كله‌قند و چاى از جانب سركار امير آوردند . گفتند كه سركار امير مىفرمايد كه اگر الحال فلانى به ديدن ما مىآيد خوب و اگر فردا مىآيد خودمختار است . چون وقت تنگ و از روز چيزى باقى نبود ، قرار ملاقات به فردا شد . تفصيل ورود فدوى به بخارا اينست كه بدون كم و زياد عرض مىشود : هجده نفر سواره ساخته و پرداخته تمام اسباب كه در نهايت تنقيح و پاكيزگى همراه داشتم . چهار يدك يراق طلا و نيزه‌دار در جلو به عزّت و شكوه هرچه تمامتر وارد شديم . چهارده قاطر يخدان و مفرش و يخدان پوشهاى رنگين . تا امروز احدى قاطر به بخارا نبرده