حسين زمانى
28
سفرنامه بخارا ( عصر محمد شاه قاجار ) ( فارسى )
يوزباشى ، على محمد بودند ، به امر قراولى و [ مستحفظى سرحد ] شب و روز مشغولند و سعى و زراعت و فلاحت بسيار دارند . دو روز در آنجا به جهت نرسيدن قافله توقف نموده تا قافله و سوارى كه آن طفل را به مشهد برده رسيدند . از آنجا حركت و در منزل پنجم در شورلق « 1 » كه پنج فرسخ است وارد شديم . آب شيرين ندارد ولى چشمهء آب شورى دارد كه بهجهت آشاميدن دواب و چهارپايان به كار است . از مزدوران آب شيرين داشتيم . منزل ششم كنار رودخانه مقابل سرخس كه ده فرسخ است وارد گرديده ، آب رودخانه به سبب باران طغيانى داشت كه عبور از آن ممكن نبوده ، آن روز توقف ساخته ، تعليقه [ اى ] كه سركار آصف الدوله به نفسبيگ و تراببيگ تكه نوشته بودند كه ما را از آن حدود به اعزاز و اكرام بگذارنند به آببازهاى تركمان داده از آب گذشتند و بردند . فردا هنگام زوال بدون مسامحه و اغفال هر دو آمدند . تركمان تكه كه در سرخس مىباشند بيست هزار خانوارند . دوازده هزار آنها از تيرهء توقتمشاند كه آق سقال و ريشسفيد ايشان نفسبيگ است ، و هشت هزار آنها از تيرهء آقتمشاند كه ريشسفيد و آق سقالشان تراببيگ است . حضرات ريش سفيدان هر دو گفتند كه يك دو روزى توقف نمائيد كه طغيان آب كم شود . اتفاق هنگام ظهر آدمهاى خليل خواجه آمده چند نفر از آدمهاى اين غلام را برداشته به كنار رودخانه برده مشغول آببازى شدند . على محمد نام اصفهانى پسر محمد عليخان جلفائى كه يكى از نوكرهاى قديمى اين فدوى بوده ، به سن بيست و پنج سال با دو نفر از آدمهاى خليل خواجه مىروند در وسط رودخانه ، على محمد نام معروضه از لطمه و طغيان آب غرق گرديده ، هرچند آببازهاى تركمان را به تجسّس نعش او فرستاديم اثرى ظاهر نشد . لاعلاج شش روز در كنار رودخانه توقف نموده بهجهت شدت آب كه راه نمىداد ، و ده تومان به آببازها داديم و
--> ( 1 ) . در متن : شورنق .