عز الدوله - ملكونوف

67

سفرنامه ايران و روسيه ( فارسى )

روس بود . كنياز تومانف شاميلان مهماندار سابق و فيشر طبيب آمده بودند . كولونل و غيره با ما به كشتى سرزويچ آمدند . بارها را رسانيدند . با كولونل عذر زحمات خواسته وداع نموديم . من به اطاق خود رفتم . كنيازتومانف سيگارهاى خوب حاضر كرده بود . در ساعت يازده كشتى سرزويچ به‌سمت انزلى حركت نمود و چرخهاى بخار آب دريا را مىشكافتند . شنبه دهم شعبان و چهارم ژون : صبح به آب دريا رفتم . مشغول روزنامه نوشتن شدم . تلگرافى به حضور مبارك اعليحضرت امپراطور نوشتم كه از آبشاران به پتر هف‌زده شود . امروز با پرنس تومانف صحبت مىكرديم از روسيه . چون شاهزادگان روس موافق قانونى كه از كترين « 53 » باقى است ، از شاهزادگان خارجه بايد زن اختيار كنند و شاهزاده خانم‌هاى روس از شاهزادگان خارجه شوهر كنند و اين ملاحظه تا پنج پشت مىشود . آن وقت اسم و رسم ديگر مىگويد منظور امپراطريس كترين اين بوده است كه شاهزاده‌هاى روسيه زن جوان‌هاى رشيد خوب خارجه شوند و دخترهاى خوب خارجه زن شاهزاده‌هاى روسيه شوند . بدينواسطه نسل خوب بگيرند . شايد پولتيك ديگر هم در نظر داشته است . وقت غروب دريا قدرى منقلب بود . بعد از شام در بالاى كشتى بوديم . تماشاى مهتاب و دريا و موج مىكرديم . و ميرزا جواد خان سرتيپ صحبت كرد گفت كه من در مسكو رفتم به عكاسخانه عكاس به طورى كه بايد و شايد محل جا و مكان و وضع ايستادن مرا معين كرد صندلى و ميز گذاشت عكس انداخت وقتى كه آورد بد شده بود . مجددا انداخت . بد شد . گفت از بس كه هيئت شما متغير است ، عكس بد مىافتد . گفتم فطرت من اينطور است . گفت قدرى تغيير حالت بدهيد . گفتم مرد كه من اينطور خلق شده‌ام تغيير خلقت بدهم . گفت قدرى اخم نكنيد ، ابرو باز كنيد . گفتم نمىتوانم . گفت ميل داريد من رفع اخم

--> ( 53 ) - به نظر « كاترين » است