عز الدوله - ملكونوف

58

سفرنامه ايران و روسيه ( فارسى )

مىآمدند . تمام افواج رو به مشرق و به عمارت و پاويون ايستاده بودند . پشت به مغرب گذشتيم . به صف اول كه مىرسيدند ، احوال مىپرسيدند . آن فوج به آواز بلند هورا مىكشيدند . تا آن صف تمام مىشد . صداى هورا بلند بود . از آنجا به يورتمه و چهار نعل از پهلو و پشت اين صف و فوج گذشته ، به فوج ديگر مىرسيديم . به‌همين‌طور تا به فوج آخرين . بعد برگشته ، اعليحضرت امپراطوريس به مرتبه بالاى پاويون كه امسال در اين ميدان خود [ به ] نيكى بنا شده است ، تشريف برده ، به تماشا نشسته . اعليحضرت امپراطور ، وليعهد و شاهزادگان خارجه و بعضى از شاهزادگان روس چون بيشتر آنها در ميان قشون بودند بعضى از صاحبمنصبان و آجودان‌هاى مخصوص طرف راست صف كشيده ، ايستاديم . گراند دوك ولاديمير سردار قشون ، راپورت قشون را به امپراطور داد . و خودش روبه‌روى صف شاهزادگان رو به امپراطور ايستاد . در اين‌سان از قشون هشتادو شش نفر با تاليان ، سى و شش اسكادرن ، شش اس تن‌پا ، صد و هشت عراده توپ كه كلاسى و ششهزار مرد و هفت‌هزار اسب بود از افواج دفيله كردند . به موجب فرمان گاهى آرام و گاهى به دو مىآمدند . بعد توپخانه رسيد . هر توپ را چهار اسب مىكشيد . توپچيان اسبان خوب سوار بودند . بعد سواره رسيده هر دسته با اسبان يكرنگ و لباس‌هاى ممتاز بودند . حربه‌هاى « 40 » مختلف داشتند ، از تفنگ و شمشير و طپانچه . بعضى نيزه هم داشتند . لباس سربازها نيز تيره همه با چكمه بودند . اعليحضرت امپراطور به هر دسته كه مىرسيد كلمه مرسى را با اسم آن فوج مىبردند . آنها جواب يك دفعه عرض مىكردند . در اغلب وقت دست امپراطور بالا بود و سلام مىداد . [ به ] بيرق كه مىرسيد بيرق را پائين مىكردند . همه شاهزادگان به احترام بيرق دست بالا برده ، سلام مىدادند . ابتداى هر فوجى صاحب‌منصب آن فوج با تاخت مىآمد نزديك گراند دوك ولاديمير كه روبه‌روى صف شاهزادگان رو به

--> ( 40 ) - حربهاى