عز الدوله - ملكونوف
55
سفرنامه ايران و روسيه ( فارسى )
پنجشنبه غره شعبان و بيستو ششم مه ماه : كولونل و ميرزا اسد الله خان آمدند . قرار دادن نشان و انعام را دادند . بعد از ناهار جناب موسيوزينادنف از جانب اعليحضرت امپراطور نشان و حمايل سنت الكساندر نوسكى را رسانيد . امروز كليساى بزرگ سانسورا را كه به اتمام رسيده بود ، باز كردند . در ساعت هشت به تماشاخانه بزرگ ( گراند تآتر ) « 39 » رفتم ، اغلب شاهزادگان بودند . گراند دوك ميشلفيس جوان مهربان خوبى است . دراكت اول جمعى را كه در لژ پائين بوديم ، به بالاخانه برد . بستنىها و شيرينىها حاضر كرده بودند . گراند دوك ميشل اينجا تشريف داشتند . شاهزاده مهربانى هستند . با پرنس فردنيان دوك خيلى صحبت شد . از شبيه ولانتيس كه خوشگل نبود ، بد مىگفت . به سن رفتيم . گراند دوك نيكلا هم بود بعد از فراغ از تماشا به منزل مراجعت كرديم . جمعه دوم شعبان و بيستو هفتم مه ماه : با ميرزا محمد عليخان معين الوزراء به باغ وحش مسكو رفتيم . تعريفى نداشت . كثيف بود . خرسهاى زيادى داشت . يك فيل با دندان بزرگ داشت . در ساعت شش به كرملين خدمت اعليحضرت امپراطور به شام موعود بوديم . به وضع معهود اعليحضرت امپراطور و امپراطريس تشريف آورده ، به همه دست مرحمت داده پيشخدمت زاكوسكه گردانيدند . با زن گراند دوك ميشل من همراه شدم [ او را ] در سر ميز بردم ، رسانيدم . بعد از شام به بالكن عمارت آمديم . شاهزادگان حتى اعليحضرت امپراطور قاب سيگارت از جيب بيرون آورده ، مشغول كشيدن شدند . و آرشى دوسش دتريش هم چند سيگارى كه دوك دومبورك به او تعارف كرده ، در لاى بادزن خود جا مىداد . بعد از مدتها به اطاق اول برگشتيم ( زن ولاكرس ) كتابچه حاضر كرده بود كه هريك از شاهزادگان به يادگار اسم خود را بنويسند . تازگى اين بود كه در بالاى هر صفحه از كتابچه اسامى ماهها نوشته شده بود
--> ( 39 ) - متن : گران تآتر