عز الدوله - ملكونوف

26

سفرنامه ايران و روسيه ( فارسى )

به غروب مانده ، در مهمانخانه حصارك رسيده ، در آنجا توقف شد . چند اسب از اسبان توپخانه به واسطه خامى پا انداخت . گفتم اسب چاپارى به كالسكه‌ها و تاران طاس ببندند . امروز هوا قدرى گرم بود . مسافت از تهران الى حصارك هفت فرسنگ است . چهارشنبه دوم رجب و 27 آوريل : نيم ساعت از دسته گذشته ، از مهمانخانه حصارك حركت نموده ، بعد از دو ساعت به مهمانخانه ينگى امام وارد شديم . ينگى امام مهمانخانه و باغ و قلعه تازه خوبى داشت . پس از عوض كردن اسب و نيمساعت توقف روانه قشلاق شديم . در مهمانخانه قشلاق صرف ناهار « 4 » شد . از آنجا به كوندر و از كوندر حركت نموده ، دو ساعت به غروب مانده وارد دار السلطنه قزوين [ شديم و ] در عمارت حكومت خدمت نواب اشرف و الا ملك‌آرا حاكم منزل نموديم . از آنجا تا قزوين « 6 » فرسخ است بقاعده . چاپارى در شب كمتر باشد . هواى امروز ابر و خنك بود . شب قدرى باران باريد . نواب اسحق ميرزا و يعقوب ميرزا در سر شام بودند جناب حاجى ميرزا عبد الحسين نايب الصدر را ملاقات نموده ، تلگراف به جناب جلالتماب وزير دول خارجه « 5 » شد . پنجشنبه سوم و 28 آوريل : صبح با نواب و الا ملك‌آرا [ به ] اندرون رفته ، ساعتى توقف كرده ميرزا علينقى مشغول تعمير يخدان‌ها كه از صدمه و تكان گارى اغلب خرد « 6 » شده است ، مىباشد . يك ساعت بعد از ظهر نواب ملك‌آرا را وداع گفته ، از قزوين بيرون آمديم . نواب اميرزاده محمد ميرزا و ساير اعيان كه بدرقه كرده بودند ، برگردانده ، با كالسكه روانه آقا بابا شديم . بنه را هم حمل قاطر مكارى كرده بودند سه ساعت به غروب مانده

--> ( 4 ) - در سراسر متن كتاب « نهار » آمده است ( 5 ) - جناب اشرف پرنس ميرزا محمد على خان علاء السلطنه ( 6 ) - متن : خورد