اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )
93
سفرنامه اوليويه ( فارسى )
لذت نبرد . چنين كسى كه از عشق و محبّتى كه موجب انشراح « 11 » قلوب و انبساط است ، بهرهاى نداشت و چنين كسى كه هرگز دلش به دوستى كسى نتپيده بود و همواره از ترس و بيم مضطرب بود ، و هيچ شهوتى و ميلى محرّك طبع وى نشده و عيش و عشرت ديگران و خوشبختى ايشان سبب درد درون و خراش جان وى بود ، چون به رتبهء سلطنت رسيد ، باعث اختلاس خوشبختى از رعاياى خود شد و به عيش و عشرت ديگران حسد برد . او به اسم شريعت منع كرد و قتل را پاداش نهاد بر كسى كه جرأت كرده و قطرهاى نوشد . ما را ممكن بود كه تمام وقايع زمان زندگى وى را حكايت كنيم و سياسات ناحق و خشمانگيز و بىموقع و بىفايدهء او را بشماريم تا معلوم شود كه اين شخص تا چه پايه بىرحم و قسى القلب بوده است . عجالتا اكتفا مىكنيم به نقل يكى از آنها كه خود حاضر بوده و مشاهده كرديم ، تا مطلع سازيم آنان را از اهل فرنگستان كه با مسلمانان مراوده مىخواهند بكنند ، بفهمند كه در صورت [ اطلاق ] ادنى « 12 » و دلگيرى و ناخشنودى مسلمين از آنها ، براى چه چيزها مهيا و منتظر باشند . سابق بر اين گفتيم كه آغا محمد شاه به تفليس هجوم برد و اين شهر را كه پايتخت گرجستان بود ، به قهر و غلبه تصرف كرد و به قتل و نهب فرمان داد . از پيران و مريضان ، آنچه به جاى مانده بود كشتند و آنچه جوان از مرد و زن يافتند به اسيرى گرفتند . جمعى از طايفه روس كه در ميان اسرا بودند ، با وجود اينكه نه اسلحه داشتند و نه نيّت آنها خصومت با دولت ايران بود ، با كمال بىرحمى و وحشيگرى ، آن بيچارگان را كشتند . همچنان پيش از آنكه به ميدان حرب درآيند ، آغا محمد شاه فرمان داد كه در بنادر انزلى و بين ساكنان [ غازيان ] و باكو و دربند ، آنچه روس ببينند ، دستگير كنند . قونسولها و تجّارى كه زودتر از اين حكم خبردار شدند ، مجال فرار يافتند و خلاص گرديدند . اما بيست و هفت نفر از ملّاح و عملههاى [ يك ] كشتى را دستگير كرده و به تهران فرستادند . تا چند روز بعد از رسيدن به تهران اين بيچارگان را ديديم كه لرزان بودند ، از حكم غريبى كه به فرمان آغا محمد شاه ، حاكم بر آنها كرده بود . آن حكم چنان بود كه چهل نفر ايرانى از نفرات عسكريه كه از پيوستن به لشگرگاه تخلّف جسته بودند ، به موقف سياست آورده و اين بيست و هفت نفر را نيز احضار كرده ، در كف هر يكى از بيست و هفت نفر كاردى گذاشته امر كرد تا چشم آن چهل نفر را از
--> ( 11 ) . انشراح - گشاده شدن ، باز شدن ( 12 ) . ادنى - كمترين ، پست شمردن