اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )

91

سفرنامه اوليويه ( فارسى )

ساز و رقص و خوانندگى چنانچه در اروپ رسم است ، نكردند . اين اهل طرب مخصوصا اشخاصى بودند كه به همراهى اردو رفته بودند و اكنون خيال اصفهان و شيراز داشتند كه فصل زمستان را در آنجا بگذرانند . مجلس عيش ، بسيارى از شب را طول كشيد و اسباب خوشوقتى متوقفين كاروانسرا شد . روز هيجدهم تخفيفى در گرماى هوا شد . درجهء ميزان الهوا بر حسب « راومور » كه روز قبل بيست و پنج درجه بود ، امروز بيست و سه درجه و بعد از چند روز ، در بيست و دو درجه توقف كرده بود . شبها خيلى خنك شده و آثار بارندگى در هوا پيدا بود ، اما هيچ نباريد و ما در ايام توقف در تهران باران نديديم . روز پانزدهم قرار بود كه شاه وارد تهران شود و مدتى بود كه در حوالى فيروز كوه بود . اما چون ساعت سعد نبود ، دو روز تأخير شد . سابق گفتم كه تمام ايرانيان از بزرگ و كوچك و عالم و جاهل ، هيچ كارى را بدون اختيار ساعت سعد و استشاره « 8 » و تصديق اهل تنجيم « 9 » نمىكنند . شاه همه وقت چند نفرى از اهل تنجيم در خدمت دارد كه حركات و اعمال شاهانه را به اراده خودشان تقدّم و تأخير مىكنند . روز بيستم شاه وارد شهر شد . تشريفات ورود ايشان را بواسطه شليك توپ خبر دادند . دو ساعت به ظهر مانده ، در عمارت دوم خود فرود آمدند . جواهرات بسيارى زينت پيكر خود كرده بودند . خاصّه بازوهاى ايشان كه غرق جواهر بود . اين جواهرات بعضى از اخلاف كريم خان گرفته شده ، و بعضى نيز از نبيرهء نادر شاه در همين سفر به چنگ آمده بود . سه ربع بعد از ورود محمد شاه ، حاجى ابراهيم خان به همراهى ساير وزرا وارد گرديدند . 4 . رفتار و كردار شاه همان روز پنج ساعت از ظهر گذشته ، شنيديم كه آغا محمد شاه بودن خود را با عمل موحشى و سياستى كه موجب اندوه تمام رجال دولت و ساير مردم شد ، اشعار و اعلان فرمودند و آن چنين بود : در ميان اسبابهايى كه از مشهد تحصيل كرده بودند ، صورت « شاهرخ شاه » بود كه يكى از نقاشان فرنگى از قرارى كه مىگفتند ، بسيار شبيه و خوب كشيده بود . اين تصوير را به يكى از خدام سپرده بودند و خيال داشتند در اطاق نشيمن خود بگذارند . چون [ شاه ] وارد شدند ،

--> ( 8 ) . استشاره - مشورت كردن ( 9 ) . تنجيم - اختر شمارى ، ستاره شمارى