اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )

79

سفرنامه اوليويه ( فارسى )

اما ايرانيان به اين پايه ستمكار نيستند . در اين باب بهتر از عثمانيان هستند ، يا اينكه كمتر به سرنوشت قضاوقدر معتقد باشند و يا اينكه زندگانى خويش را بيشتر از ديگران خواهند و يا به علاج اطبا حسن نظر دارند . على ايحال به اطبا كوتاهى و قصور نكنند و پاداش و اجر را به اندازه خود و مقدار خدمت و علاج به طبيب بدهند . اگرچه بعضى از عثمانيان كه توانگرى و رتبهء عاليه داشته باشند و صاحب منصبى بزرگ باشند ، از راه كبر و غرور به عنوان انعام چيزى به طبيب مىدهند ، ليكن در طبقهء رعيت و كسبه هيچ ديده نشد كه بعد از صحّت از مرض به خودى خود چيزى به طبيب بدهند و اظهار حق‌شناسى كنند ، و همواره طبيب در اخذ حق خود محتاج به دادخواهى و تظلّم مىشود ، تا به حكم ديوانيان استرداد اجرت خود نمايد ، مگر اينكه اجرت را پيش گرفته باشد . در شهرهاى بزرگ عثمانى ، اطبايى از اهل فرنگستان هستند ، چنانچه در اولين شهرى از شهرهاى فرنگستان ديديم . اما در شهرهاى كوچك و ميانهء طوايف صحرانشين ، و خارج از شهرها در قرى و بلوكات ، قاطبهء بيماران را همان اشخاصى معالجه مىكنند كه دور مريض جمع مىشوند . از [ ميان بيماران ] يونانيانى كه مطّبب باشند ، هم مريضان به هلاكت رسند . از اين مطببين يونانى ، اولا مقدار قليلى كه در مدرسه العلوم ايتاليا تحصيل كرده باشند ، بايد استثنا نمايم كه آنها غالبا در شهرهاى بزرگ باشند . اما مابقى اشخاصى هستند كه در طفوليت در اسلامبول از مسير شاگردى خارج شده ، يا نوكرى اطباء كرده‌اند و بعضى دواهاى مفرده و يا ساختن بعضى از ادويه را آموخته‌اند . [ اين مسأله ] در ايران محترمتر از مملكت عثمانى است ، و اين از آن [ سبب ] است كه ايرانيان با تربيت‌تر و آگاه‌تر هستند . اما علم طب را مانند فرنگستان در مدارس عمومى تدريس نكنند . هريك از اطباء در منزل خود معدودى تلامذه دارند و بر آنها به استمرار درس گويند . آنچه فرصت كنند و توانند كه بياموزند . اين درسها منحصر است در بعضى از تصوّرات ، از جمله در تركيب بدن انسانى و شمارهء اسامى امراض ، و در عللى كه ما را عارض شوند كه به اختصار سخن گويند . در علائم لازمهء امراض و استدلال از آنها به اسباب امراض و چيزى را كه طبيب در افهام ، اهتمام زياد كند ، تعليم كمتر دهند . تشخيص ادويه و شناختن خواص آنها و تركيب و ساختن مصنوعات و اشربه و تنوّع صور مختلفه ادويه و گوناگون ساختن آنها نيز از جملهء دروس باشد . امروز بناى فن طبابت در ايران نه بر علم طبيعى و نه بر علم تشريح است . اين علم را مطلقا و حدسا ، ظنّى دانند كه حكم به نتيجه قطعى دردى نتوان كرد كه اين علم را به محارست و