اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )

62

سفرنامه اوليويه ( فارسى )

هديه از ما دارد . اغلب معمول است كه چون بزرگى ، مطلبى اظهار دارد و خواهشمند انجام امرى شود ، بايد تعارفى كرد و هديه‌اى داد . مىتوانستم كه حقيقت مطلب را بگويم و خبر بدهم كه در عقب جعبه‌اى داريم كه براى شما فرستاده‌اند و خواهد رسيد . اما آن وقت در گرو قول خود مانده و به عهد خود بايد وفا مىكرديم ، چون ممكن بود كه جعبه در راه گرفتار سرقتى و يا دچار تلفاتى شود ، در اين صورت ما دروغگو و حيله‌گر به شمار مىرفتيم . اين احتياط ما بجا بود ، چنين هم شد ، زيرا جعبه را چنانچه معلوم گرديد ، در بغداد نگهدارى كردند و نفرستادند . همچنين ما را ممكن بود كه ساعتى يا اسلحه‌اى به حاكم هديه كنيم . چون در اين باب ، مترجم اصرار مىداشت ، لمحه‌اى به اين خيال افتاديم ، اما چون در شب تأمل و تفكر كرديم ، ديديم كه اگر اين كار را بكنيم ، به سايرين نيز بايد هداياى ديگر تقديم كنيم . اگر جعبهء ممهور به ما نرسد ، چون چيزى لايق وزير اعظم نداريم ، از ما بسزا پذيرايى نخواهند كرد و به ما بد خواهد گذشت . پس از اين تصميم ، صرف نظر كرديم . در اين صورت مصمم شديم كه جعبهء ممهور تا نرسد ، از احدى چيزى نپذيريم ، و عزم كرديم ديگر در خانه صحبتى به ميان نياوريم . 5 . رفتار و كردار يك كدخدا با وجود اينها ، كدخداى مزبور از تفحّص خانه [ براى ما ] كوتاهى نمىكرد . چند خانه به مترجم [ نشان داد ] ، ليكن هيچيك قابل منزل كردن ما نبود ، بعضى در و پنجره نداشت و بعضى ديوارش در حالت خرابى و افتاده بود . يكى بسيار كوچك و ديگرى بسيار كثيف بود . از پى اين خانه‌جويى كدخدا ، به ما واضح گرديد كه او نيز توقع هديه‌اى را از ما دارد . لهذا به مسيو كارامان گفتيم كه مبلغ پانزده پياستر به كدخدا بدهد و مبلغ بيست و پنج پياستر ديگر به وى وعده دهد كه روزى كه خانه پسند باشد و در آن ساكن گرديم ، به وى بدهيم و كرايه خانه را هم هر مبلغى كه خود او تعيين كند ، مىدهيم . چون كدخدا از اين موضوع مطلع گرديد ، بسيار خوشحال شد و از نتيجه ، اظهار رضامندى كرد . فىالفور قول داد كه فردا بهترين خانه‌هاى شهر را از براى ما مهيا كند . بحالتى كه از بشرهء وى نمايان بود ، محقق بود كه بيست و پنج پياستر ديگر را كه به وى وعده كرديم ، در جيب خود مىدانست . همان روز مسيو كارامان مريض شد و از كدخدا اثرى ظاهر نگرديد . مسيو كارامان را تبى سخت عارض گرديد . صداعى شديد ، به‌علاوه وجع كليه و درد شانه و ساير اعضاى وى را فراگرفت .