اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )

58

سفرنامه اوليويه ( فارسى )

بعد از سه ساعت از كوههاى ولكانيك گذشتيم و از ديوار دهى موسوم به « سپندان » عبور كرديم كه آباد بود و جمعيتى بسيار داشت ، و مزارع آن به خوبى زراعت شده و آبيارى شده بودند . نيم فرسخ دور تر ، زمين ناهموار و بكر هم زراعت شده بود . در اينجا دهى بود موسوم به « ابن » كه در قرب آن فرود آمديم . اين ده كوچكتر از اولى بود . كوچه‌هاى آن تنگ و كثيف و خانه‌هايش از گل و خشت ، و بدساخت بود . با وجود اين ، تمامى مسكون و هيچيك خالى و خراب نبود . چنان به نظر آمد كه دست تطاول و بىرحمى كه تا به اينجا همه جاى را نهيب و منهدم و ويران و خراب كرده بود ، اين دو ده را رعايت كرده و از پس سيف جور ، تقاعد نموده بود . بيست و نهم ژوئن : افق گشاده شد ، به صحرايى رسيديم كه بواسطه قنوات مشروب مىشد . اين قنوات را ، كمى آب شور و تلخ بود . بعد از هفت ساعت و نيم به نزديكى دهى موسوم به « يانزآباد » [ ينزآباد ؟ ] فرود آمديم . در جانب راست نيز چند دهى ديگر بود . سىام ژوئن : بعد از هفت ساعت و نيم و [ بعد از آنكه ] بيشتر از دو فرسخ راه رفتيم ، به كنار دهى كه نيمه خراب بود ، فرود آمديم . اين ده موسوم به « سلمان‌آباد » بود و اين همان محلى است كه محمود افغان ، ايرانيان را شكست داد . اين واقعه در تاريخ هفتصد و بيست و دو مسيحى [ 1135 ق ] واقع شد « 13 » . بعد از آن تهران و قزوين را محاصره كرد و مسبب فرار شاه طهماسب به طرف مازندران گرديد . بالجمله بايد بعد از غروب آفتاب حركت كرد ، به علت اينكه دوازده فرسخ راه [ در پيش ] داريم و مكاريان به جهت احتراز از گرماى سخت ، خاصه از اذيت خرمگس كه دوّاب و ستور را چنان مىگزيدند كه خون از بدن آنها جارى مىشد ، ناچار چنان حركت مىكردند كه سه چهار ساعت قبل از ظهر به منزل مىرسيدند . گاهى نيز زودتر به هنگام رحل بارها را مىبستيم ، امّا چون مىخواستيم سوار شويم ، كاروان‌باشى مىگفت كه ساعت سعد نيست و اگر روانه شويم ، كاروان را خطرى عظيم در پيش است . به محض گفتن اين كلمات تمام اهل كاروان بارها را گشوده و رحل را به اقامت مبدّل مىكردند . بعد از يك ساعت ديگر ، گويا ساعت سعد رسيد كه ديديم بارها را دوباره بسته ، بناى حركت كردند كه ناگاه همان شخص آمده ، باز امر به اقامت كرد ، زيرا هنوز نحوست اختران

--> ( 13 ) . توضيح آنكه محمود افغان در سال 1135 ق / 1722 م در دهكده « گلون‌آباد » ( گلناباد ) موفق به شكست ايرانيان و سقوط اصفهان شد .