اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )
53
سفرنامه اوليويه ( فارسى )
صحت مزاج و قوت خود را داشتيم ، چنين حالتى را نه در مصر و نه در شام و نه در جزيره كرت در خود ديديم . [ آنچه كه ] بالمرّه رفع شبهه از ما كرد ، اين بود كه هنگام مراجعت در ماه دسامبر به محض اينكه از كوه زاغروس [ زاگروس ] رو به بغداد سرازير شديم ، حالت [ نشاط ] اولى ما عود كرد و ضعف و غيره رفع گرديد . سرما نيز در عقب ما در ايران ماند و روز بروز كه به طرف بغداد مىرفتيم ، [ بر طرف مىشد ] و گرماى هوا زيادتر مىشد . با وجود همهء اينها ، خرابى معده كه « بروگير » را در كرمانشاهان ، و مرا در تهران عارض گرديده بود ، مرتفع گرديد . اين چند كلمه را براى آگاهى مسافرينى كه بعد از ما به ايران آيند ، تحرير كرديم . دو نفر از ارامنهاى كه به همراهى ما بعضى پياده و بعضى سواره آمده بودند ، هيچ تغيير حالتى در آنها نشد و در كمال جلدى و چابكى حركت مىكردند . حالت آنها در كوه قوىتر از شهر مشاهده افتاد . در يكى از قلههاى مرتفع كوه ، از سه ساعت از نصف شب الى يك ساعت به ظهر مانده توقف كرديم . بعد از آن از برف دور شديم و به آن طرف سنگلاخها و ريگستانها رفتيم كه در اين جا گياه زيادتر و درشتتر بود . مقدار بسيارى از گياههاى مختلفه از هر قبيل چيديم و همچنان مقدار وافرى به هنگام فرود آمدن ، تحصيل كرديم . اما هيچ چيزى كه لايق اين همه شهرت و توصيف اين كوه باشد ، نديديم . گياهان بسيارى كه بر اهل اروپ مجهول بود ، مشاهده افتاد . بوتههاى گياه شجرى ، خاصه بوتههاى گل زرد و سوسن ، گياههاى خاردار و غيره ديده شد . اما هيچ درختى ، نه كوچك و نه بزرگ ملاحظه نشد . پرتگاههاى و گردنههاى صعب المسلك و سنگلاخها و سبزهزارها و امكنهء مشروبه ، تمامى از وجود اشجار خالى و عارى بود . برف اين كوه در اواسط دى ماه ، و اواخر مارس تمام [ مى ] شود ، و در قلل و محلههاى مرتفع ، در ابتداى ماه ژوئن - كه مطابق باد هم سرطان است - ، بالكله زائل مىگردد چيزى كه ملاحظه كرديم اين بود كه سطح همدان و كرمانشاهان تقريبا مساوى و در يك ارتفاع واقع هستند . به علت اينكه كوه الوند كه فاصله ما بين آنهاست ، به جانب شمال و جنوب امتداد بسيارى دارد و از دور ، فراز و نشيب مساوى دارد . به عبارت اخرى به صورت و هيأت مساوى از هر جانب ديده مىشود . آبهايى كه از جهت غربى جارى است ، به دجله ريخته [ و آب ] طرف شرقى كه به مقدار كمترى است ، تمام در صحرا و زمين به مصرف مىرسد و [ كفاف ] آبيارى آن طرف را نمىكند .