اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )

48

سفرنامه اوليويه ( فارسى )

از سيّاحين ذكرى از آن نكرده‌اند . كهنه آسيابى هم ديدم كه مجملى از آن را شرح خواهم داد . 5 . خرابهء معبد قديمى در جهت سفلى در ده ، در تلّى از بقيه سنگها ، آثارى مرتفع بود كه در بالاى آن ، خانه‌اى چند از گل ساخته بودند . معهذا آثار اين محوطهء [ قديمى ، روشن و ] درست بود ، و جهت جنوبى اين محوطه - كه مشرف بر صحرا بود - از خاك و از تلّى سنگلاخ بيرون آمده بود كه دويست و بيست قدم داشت ، و اين ديوارى بود كه از قطعات بزرگ سنگهاى مرمر با شفته گچ و ساروج ساخته بودند كه در روى آن ، نه ستون از مرمر خاكسترى نهاده بودند كه هنوز تنهء بعضى از آنها باقى بود . اين ستونها از چندين قطعه مركب بودند و پنج قدم قطر آنها بود كه از انتهاى آنها معلوم مىشد . جهت شرقى و غربى آن هم قطعاً عين طول بود . اما اكنون ديوارى باقى نبود ، ولى ستونها بدرستى شمرده مىشد . طرف شمال با بقيه اختلاف داشت . در آن نيمه ستونهايى مشاهده افتاد كه به ديوار تكيه داده بودند . چون اين قسمت به ده متصل بود ، بيشتر خرابى به آن [ قسمت ] رسيده بود ، لذا [ همهء آن ] درست معلوم نگرديد . پيش روى اين نيمه ستونها ، نيز ستونهايى به نظام كه [ به تعداد ] ده بودند ، يا نه [ وجود داشت ] . در اين طرف كه تصور كرديم تيغه بوده است ، نتوانستيم درست معلوم كنيم كه عدد ستونها به شماره ، 9 يا 10 بوده است . اما ما 10 عدد گمان كرديم ، بواسطهء ملاحظه‌اى كه در كمى مسافت ما بين بقيهء همه ستونها [ ايجاد ] شده بود . روز نهم [ ماه ژوئن ] : در اول طلوع آفتاب روانه شديم و به جانب شمال شرق حركت كرديم . بعد از دو ساعت از رودخانهء كوچكى گذشتيم . اين رودخانه به طرف جلگه كنگاور مىرفت و آن ناحيه را سيراب مىكرد . بعد از پنج ساعت ، در صحرايى فرود آمديم كه بسيار وسيع و خيلى آباد و خصيب و سيراب بود . از همه نوع و جنس گياه در آن يافت مىشد ؛ ورد اصفرى « 6 » ديديم كه هيچ نديده بوديم كه معطّر بود . درخت و بوته‌اى كه اين گل داشت ، خار فراوانى در آن بود و بلندتر از يك قدم ارتفاع نداشت . شاخه‌دار و با برگهايى بيضى الشكل بود كه اطرافش دندانه و در آخر هر شاخه ، يك دانه گل داشت . از تخم اين گل در تهران تحصيل كرديم و در پاريس كاشتيم ، به عمل آمد . اگر پر پر اين گل به دست آيد ، بهتر از آن ، گلى نباشد . در همين شب يك ساعت به نصف شب مانده از كوه بالا رفتيم و در تاريكى شب راه

--> ( 6 ) . گل زرد خوشبوى خاردار از تيره گل سرخ ( Rosa Herberifobia )