اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )

38

سفرنامه اوليويه ( فارسى )

حلقه‌اى ، و در دست چپ [ ظرفى كه به نظر مىرسد پر از ميوه است ، قرار دارد ] . لباس [ نازكى هم ] در بر دارند ، و از زير لباسها پستانهاى ايشان معلوم و نمايان است . در قسمت اعلى و فوقانى طاق ، صورت هلالى منقوش است . كمى دور تر از اين اطاق اول ، اطاق [ يا سالن ] ديگرى كوچكتر از اولى و همچنان از سنگ تراشيده ، در آورده‌اند . در قعر اين سالن ، صورت دو نفر زن ، برجسته از سنگ و قدرى بزرگتر از حدّ طبيعى تراشيده شده‌اند . آنان دستها را اندكى خميده ، بر روى پيكر خود نهاده و در بالاى سر ، كره‌اى به جاى كلاه دارند . از هر دو جانب خطوطى مشاهده افتاد كه مسيو بوشان آنها را نقل كرده و مسيو « سيلوستر دو ساسى » « 23 » ترجمه كرده است . در جانب اين سالن سه صورتى نيز برجسته ، تراشيده شده و قريب به حد طبيعى [ موجود ] است . آنكه در طرف چپ است - كه حلقه‌اى دور سر وى را احاطه كرده - صورت مردى است . صورت وسطى به صورت سومى چيزى مىدهد كه مسيو بوشان تصور كرده ظرفى است كه آب از آن مىريزد . در زير پاى اين دو نفر صورت انسانى است خفته كه اين دو نفر پاهاى خود را در روى جسد وى نهاده‌اند . بيرون و دامنهء كوهى كه چشمهء آب بيرون مىآيد ، از سنگهاى خارا و تراش شده مفروش است . اين سنگها از همان جنسى است كه در كوه است . بر حسب تفحّصاتى كه مسيو سيلوستر دوساسى در باب كرمانشاهان و آثار قديم آن كرده ، اين شهر از بناهاى بهرام پسر شاپور دوم است . در اروپا نام « ورهران » يا « بهرام چهارم » معروف است - قباد بن فيروز در اصلاح و عمارت آن كوشيد ، و از بهر خود هم عمارتى ساخت . نوشيروان پسر قباد و پرويز پسر نوشيروان در اين شهر اقامت كردند ، و در حوالى آن چشمه‌ها و حوضها و عشرت خانه‌ها ساختند . مسيو دوساسى در يكى از مصنّفات ايرانى نقل مىكند كه به حكم خسرو پرويز [ عمارتى ] در حوالى كرمانشاهان ، جائى كه « صفّه « 24 » شيرين » [ و يا بنا بر نسخه ديگرى ] « صفّه‌شبديز » گويند ، ساختند . هم او گويد كه [ اين شاهزاده همانند ] اين شهر ، باغى نيز در حوالى شهر كرمانشاهان در صحرايى ساخت كه دو فرسخ عرض داشته است ، و از هر قبيل درختان ميوه‌دار ، در آن نشانده بودند كه در آن از ميوه‌هاى سردسير و گرمسير يافت مىشد . قسمتى از اين باغ را چمن و مرغزار كرده‌اند ، و از هر نوع جانوران در آن افكنده ، تا در اينجا چريده و نتايج دهند و

--> ( 23 ) Silvester de Sathi . ( 24 ) . صفّه - ايوان مسقّف ، سكويى وسيع كه بر روى آن شهرى را بنا مىنهادند .