اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )
32
سفرنامه اوليويه ( فارسى )
كه با كره و قطعهاى از گوشت برّه طبخ شده بود . تمام ميهمانهاى ايرانى غذا زياد نمىخورند . غير از آب يا آب انگور چيز ديگر به همراه غذا نمىخورند . قطعههاى يخ در ميان شربت ريخته بودند كه تا هنگام خوردن ، خنك باشد . از نگاهداشتن يخ در دهان لذتى و حظّى مىبردند . براى ما شيشهاى از شراب سفيد بسيار اعلى نهاده بودند . احدى از ايرانيها نزديك آن نيامدند . فردا چهار ساعت به ظهر مانده از براى ما يك قطعه نان با قدرى مرباى به [ آوردند ] . به هنگام ظهر نهارى مثل نهار ديروز به ما دادند . شام نيز همانطور ، مركّب بود از پلو و گوشت برّه ، بعضى مختصرات از غذا كه تفنّن در آنها كرده بودند . روزها سه يا چهار نفر و شب هشت الى ده نفر بوديم . به همين غذاى [ مختصر ] راضى بوده و اكتفا مىكرديم . صبح و نهار قدرى نان را زيادتر به ما مىدادند . رسوم و آداب ، ما را مجبور نمىكرد كه در سر سفره با ايرانيها در كم خوردن و زود برخاستن همراهى بكنيم ، زيرا آنها بسيار كم غذا مىخوردند و ربع ساعت بيشتر بر سر غذا نمىنشستند . روز سيم مصمم شدم كه در كاروانسرايى كه نوكرها و مالهاى خودمان را گذاشته بوديم ، سفارش كنيم از براى غذا ترتيبى بدهند . لهذا به مترجم خود گفتم كه از آقا رضا بخواهد كه [ ما را مهمان نكند ] . مىخواهيم رسوم و عادات [ اروپايى ] خود را در غذا ترك نكنيم . مشاراليه بعد از شنيدن اين فقره هيچ اظهار دلخورى نكرد و به طيب خاطر رضا داد كه ما هر روز در كاروانسرا غذا بخوريم . خودش نيز هر وقت فرصت مىكرد ، آمده با ما غذا مىخورد . با وجود اينكه غذاى ما را شخصى ارمنى مهيّا مىكرد ، اوضاع شام ما تغييرى نكرده و هر شب در منزل آقا رضا همان غذا و همان مهمانها را داشتيم . مدتها طول كشيد تا چون عثمانيها ، به تقليل غذا و عدم تكلّف در اغذيه آموخته شويم . مكرّر از ارمنيها در [ سر ] سفره ديده بوديم كه در شبانه روز دو بار به خوردن قليلى نان با « سعتر » « 19 » كوبيده قناعت مىكردند . اما اقرار بايد كرد كه در كرمانشاهان و تهران و اصفهان و ساير جاهاى ايران كه گذشتيم ، تعجب كردم از اينكه مقدار بسيار قليلى از غذا ، ايرانيان را كفايت مىكند ، و سهل است كه خيلى خوشحال مىشوند كه به خرج كم ، سدّ جوع مىكنند . ايرانيان عموماً گوشت كمتر مىخورند ، گوشتى كه صرف مىشود ، غالباً گوشت برّه و گوسفند و بزغاله و مرغ است . گوشت گاو و شتر و كبوتر و شكار و ماهى به قليل استعمال مىكنند و به پيرامون گوشت خوك مطلقاً نمىگردند . غذاى آنها اكثراً برنج و لبنيات و سبزيها و
--> ( 19 ) . سعتر ( Thymus serpyllum ) - سيسنبر - سوسنبر