اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )

30

سفرنامه اوليويه ( فارسى )

بسيار قديمى باشد - زيرا در كتاب معروف قدما كه موسوم است به « زت واى سيل » [ كذا ] از اين فقره گفتگو كرده است . ترجمهء اين كتاب در پاريس در تاريخ 1777 مسيحى [ 1191 ق ] بوده و چاپ شده و فقره مزبور در صحيفهء 356 از آن كتاب مسطور است . 2 . رسيدن به كرمانشاهان و اوصاف متعلقه به اين شهر روز سى و يكم ماه مه : باز مدتى در همان درّه حركت كرديم و از پشته‌هاى لم‌يزرع گذشتيم ، تا بالاخره وارد صحراى دلگشاى خوش منظرهء كرمانشاهان شديم . چون به شهر رسيديم ، به قدر ربع ساعت از پهلوى باغهاى بسيارى گذشتيم كه روايح طيّبه از مسافتى دور استشمام مىشد . اين عطر شكوفهء درخت « سنجد » بود كه فضا را معطر كرده بود . اين درخت را در اينجا بسيار دوست دارند و زياد مىكارند ، چه از براى ميوه‌اش كه بعد از رسيدن مىخورند ، اگرچه چندان [ هم ] خوشمزه نيست . اين باغها آبيارى مىشوند ، از آبهاى زيادى كه از مجراهاى مختلف از كوههاى نزديك مىآيند . در اين باغها قريب به تمام ميوه‌هايى كه در قطعات اروپا بهم مىرسد ، مشاهده شد . همچنان از جنس درخت « سپيدار » « 18 » مملكت ايتاليا ، و يك نوع درخت بيدى كه در مملكت ما نيست ، ملحوظ افتاد . كاروان در كاروانسرايى كه داخل شهر واقع شده و خيلى محل وسيع و پاكيزه‌اى بود ، منزل كرد ، ما نيز [ كاروان ] را همراهى كرديم . به محض اينكه فرود آمديم ، يك نفر گمركچى با ميرزاى وى حاضر شد ، تا تفحّص بارها و امتعه‌اى كه همراه ما بود ، بكند و اخذ سياق ديوانى كند . با وجود اينكه روزى كه از بغداد بيرون آمديم ، ملبس به لباس ايرانى شده ، و ريشها را به قدر كفايت ول داده و نتراشيده بوديم ، در نظر اول ما را شناخته و به تفحّص احوال [ اينكه ] چه كسيم و از كجا مىآييم و به كجا مىرويم ، پيش آمده و از ما پرسش مىكردند . چون جواب داديم كه از اهل فرانسه هستيم و به دربار آغا محمد شاه مىرويم و از پاشاى بغداد كاغذى براى مصطفى قلى خان ، حاكم اينجا داريم ، گمركچى زياد اصرار كرد كه كاغذ را به او بدهيم كه او خود به خدمت حاكم ببرد . ما نيز داديم ، او كاغذ را گرفت . زمانى نگذشت كه مراجعت كرد و از جانب حاكم تهنيت او را به ما گفته و مذكور داشت كه حاكم او را مأمور كرده است كه ما را در منزلى نيكو فرود آورد و جميع ما يحتاج ما را از جانب حكومت بدهد . كمال خدمتگزارى را در

--> ( 18 ) . سپيدار ( ( Populus Alba ) - اسپيدار - اسپيار - سفيدار