اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )
23
سفرنامه اوليويه ( فارسى )
فصل اول حركت به سوى ايران 1 . حركت از بغداد به مجرد رسيدن كاغذى كه پاشاى بغداد به ما وعده كرده بود ، قرار داد و گفتگوى خودمان را با بزرگ كاروانى كه روانهء شهر كرمانشاهان بود - كه اول شهرى است از مملكت ايران و اكنون محل اقامت و حكومت يك نفر خان است - تمام كرديم و لازم ندانستيم كه منتظر جعبه [ اى ] بشويم كه محتوى بود بر بعضى هداياى قيمتى براى وزير پادشاه ايران كه بايد ملاقات نمائيم . مأمور فوقالعاده هم كه از جانب جمهوريهء فرانسه به دربار عثمانى فرستاده شده [ بود ] ، چاپارى روانه كرده بود كه از اسلامبول تا بغداد را نوزده روزه آمده ، تا به ما اطلاع دهد كه چنين جعبه [ اى ] هست كه به همراهى يكى از شاهزادگان هندوستان كه به ايران معجلًا سفر خواهد كرد ، براى ما خواهند فرستاد . به ملاحظهء اينكه محتمل بود [ كه ] اين شاهزاده هندى چند روزى در حركت تأخير كند و در راه هم چندان تعجيل در رسيدن ننمايد ، زيرا حالت او با حالت چاپار كه براى گرفتن انعام كمال شتاب را در رسانيدن كاغذ و خبر به ما نموده بود ، خيلى فرق داشت ، محقّق بود كه هيچ مصلحت در منتظر شدن نبينيم . بهعلاوه فصل هم روز به روز [ رو به ] گرمى بود . از كسانى كه از ايران مىآمدند ، مىشنيديم كه پادشاه ايران در تهيه و تدارك سفرى است كه به گرجستان و يا به خراسان خواهد بود . لهذا لازم بود كه حركت خودمان را هر چه ممكن است زودتر نمائيم ، تا شايد مذاكرهاى كه ما را با وزير شاه مقرر شده است ، بتوانيم