اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )
183
سفرنامه اوليويه ( فارسى )
خوشجنس است . آنچه از طرف گنجه و شماخى آورند [ آرداسين « 18 » نامند ] ، آنجا فرده ابريشمى بسيار خوب دارد ، امّا غالبا در وسط فردهها ، ابريشم بد مىگذارند . هر منى از سى و پنج الى چهل پياستر به فروش مىرود . ابريشمى كه در سابق ذكر شد ، كمياب است ، يا اينكه به دليل تفرقهء مردمان در انقلابات ، كمى گرفته است . يا اينكه تجار روس كه در گيلان - بعد از برچيده شدن دارالتجارهء انگليس متمكن شدهاند - ، تمام توليدات را به روسيه حملونقل مىكنند . درخت توت سفيد و سياه در ايران بسيار معمول است و زياد هم مىكارند : توت سفيد غالبا از براى برگش ، و سياه از براى ميوهاش . از توت سياه شربتى نيز در ايران تهيه مىكنند . توت سياه و سفيد را خشكانيده ، به جهت زمستان نگهدارى مىنمايند . ب . پشم بعد از ابريشم ، از محصولات هيچ چيز به قدر پشم اهميت ندارد . هيچ مملكتى در روى زمين به قدرى كه در ايران پشم به مصرف مىرسد ، نيست . كلاه تمامى ايران از پوست است ، و فرش از نمد ، و قالى و گليم و غيره از پشم است . چادر صحرانشينان تمامى از پشم است . پارچههاى مختلف از هر قبيل از پشم به كثرت است . لباس زمستانى و جل اسب و جوال كاه ، تمامى از پشم است . باوجود اين ، ارسال مقدار وافرى به بغداد و حلب و ازمير و اسلامبول در زمان گذشته انجام مىشده است . جنس اين پشم مختلف است و انواع [ گوناگون ] دارد : اول آن ، پشم گوسفندى است كه دنبهء بزرگى دارد . اين پشم برحسب امكنه متفاوت مىشود ، امّا به كلى بهتر از پشم مملكت اسپانيا و انگليس نيست . دوم ، پشمى است كه به تركى تفتك [ موى بز ] گويند ، اين پشم سه قسم است : سياه ، سرخ و سفيد . سياه از خراسان و بخارا و سمرقند آيد ، و اعلاتر و بهتر از دو قسم ديگر باشد . اگر چه به من گفتند كه از پشم اشتران باكترى [ بلخ ] است ، امّا هنوز به صحت اين قول نيستم . سفيد از جانب جنوبى ايران خيزد ، و از پشم شتر عرب يك كوهانه باشد و به نصف قيمت [ نوع ] سرخ ، بيع و شراء مىشود . اين سه پشم را [ بهطور ] مخلوط با بارهايى كه به وزن يكصد اقه « 19 » باشد ، با شتر حمل
--> ( 18 ) . Ardassine ( 19 ) . اقه ، اوقه - واحد وزن عثمانى ، برابر 400 درهم ( به ازاى 207 / 3 گرم ) ، مساوى 2828 / 1 كيلوگرم بود .