اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )
173
سفرنامه اوليويه ( فارسى )
در استعمال روغن سندروس « 3 » لياقت ندارند . تذهيب و عمل معوّج و نقشهاى پيچدرپيچ را خوب از عهده برآيند . چنانچه در مملكت عثمانى [ نظير آن ] هيچ ديده نشود . « رنگهايى » كه ايرانيان خود ساخته و خود استعمال كنند ، حسن رنگ و ثبات را دارد . اين ايرانيان هستند كه به ما استعمال لاجورد را آموختهاند . لاجورد در طرف كوههاى خراسان وافرست و از آنجا استخراج كرده و اين رنگ معروف به لاجورد را از آن بيرون آورند . « فن موسيقى » در ايران بهتر از مملكت عثمانى بهنظر ما آمد . در ايران اين علمى است مبتنى بر اصول و قواعد تقسيمات درست ، و نغمات صحيح و مصنع . در عثمانى صنعتى است كه به ممارست و تدرّب « 4 » دارند . سازهاى ايرانى كه بسيار خوشنوازتر و متفاوتتر از سازهاى عثمانى است ، اثرى قوى و مهيج در حالت انسانى پديد مىسازد . چنانچه ما ديديم و شنيديم ، بعضى نواها كه به آهنگ جنگجويى ارائه مىشود ، در حالت مستمعين تصرف غريبى كنند . در فضاى آوازهاى دلكش عشقآميز ، اثر ديگرى ظاهر مىشود . هيچ سازى و آهنگى در مملكت مصر و شامات نديديم كه مانند نواهاى ايرانى مهيّج باشند . شايد به ملاحظهء همين تأثيرات و هيجان نفس است كه تعليمات و شعاير مردم را از اين كار منع كرده است . مع هذا و باوجود اين ممانعت ، [ در برخى ادوار ] اين امر كمتر توانسته است كه بودن تعداد كثيرى از سازندگان مردانه و زنانه را به كلى منع كند . همچنان كه بزرگان را سازندگانى اختصاصى است ، ولى عامّه را در سورها و مهمانيها ، دعوتهاى سازندگان على العموم باشد . « صنعت صبّاغت » « 5 » بسيار خوب است ، و در رنگ كردن قماش ، رنگها با جلد و رونق و ثبات [ به كار رفته ] و در منتها درجهاى است كه اروپاييان هنوز به آن درجه نباشند . پارچههاى ابريشمى و ريسمانى [ كنفى و كتانى ] به غايت نيكو رنگ نمايند . « چرم » هم در ايران به خوبى مال عثمانى باشد . پوست اسب را به رنگ سبز بسيار اعلا سازند . از پوست الاغ [ چرم ] ساغرى به عمل آورند . پوست گاو و شتر را به نرمى و دوام بسيار ، از براى بسى كارها مهيا كنند . باوجودى كه غير از زاج و نارو ، چيزى ديگر به كار نبرند ، باز
--> ( 3 ) . سندروس ( Sanderaxe ) - سرو گياهى ، صمغى كه از گونهاى سرو كوهى استخراج مىشود و در طب قديم مورد استعمال بوده است . از مخلوط سندروس و روغن بزرك ، روغنى به نام روغن كمان حاصل مىشود كه از آن ، براى چرب كردن كمان استفاده مىشود . حجرالسندروس نيز معروف است . ( 4 ) . تدرّب - آموختن ، بارآمدن ، خوگرفتن ( 5 ) . صبّاغت - رنگرزى