اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )

169

سفرنامه اوليويه ( فارسى )

در عثمانى ملّا نامند آنانى را كه به اولين رتبهء ارباب شرايع نايل شوند . در ايران به اين اسم نامند هركسى را كه تحصيل علوم شرعيه كند و شغلى از ديوان نداشته باشد . امّا مىشود كه خود به درجهء اجتهاد رسيده ، به رياست عاليه نائل گردد و يا تدريس كند . از براى آنان در تمام ايران وظايف ، مستمريات و ضياع و عقار باشد كه از جهت معيشت آسودگى داشته باشند . آنان هيچ شغلى ندارند ، الّا آنكه روزهاى جمعه به مسجد رفته ، به وعظ و تفسير آيات و اخبار بپردازند . اكثر ملاها ، اعم از آنكه صاحب مستمريات و وظايف باشند يا نه ، به درجهء اجتهاد رسيده ، صاحب رأى شوند . در اين صورت طرف رجوع عامّه گردند . بزرگترين مناصب شرعيه در ايران با مملكت عثمانى ، كمى تفاوت دارد . منصب اول ، منصب نظارت عامّهء وجوهات و مصارف شرعيهء جزيه است كه ملقب به « صدر » باشد . دو كس را اين لقب دهند ؛ يكى شخصى كه مناصب وى نظير « مفتى » مملكت عثمانى است و چنانچه گفته شد ، متولى نظارت عامّهء وجوهات و مصارف جزيهء شرعيه است . منصب دوّم « شيخ الاسلام » ، كه حاكم تمامى دعاوى داخله است . منصب ديگر ، منصب قضاوت است و متصدى اين منصب را « قاضى » گويند كه به محاكمات شرعيه رسيدگى كند . منصب چهارم فتوى است كه مباشرين اين عمل را « مفتى » نامند كه ترجمان لسان شريعت است . ( ارباب شريعت چه در ايران و چه در عثمانى از زن گرفتن و نكاح ممنوع نمىباشند و مىتوانند به هر وقتى كه خواهند از رتبهء خود دست بردارند و داخل رتبهء ديگر شوند ) . علم تنجيم ، بسيار مورد نظرست ، زيرا هيچ‌كس از بزرگان را نيست ، الّا آنكه منجّمى مخصوص از براى خود داشته باشد و امور خود را بىاشاره و استشارهء وى نكند . عامّهء ناس نيز در اتمام امور ، بىمشورت ارباب تنجيم اقدامى ننمايند . امروزه شغلى سودمندتر و رايجتر از اين شغل نيست . سلاطين صفويه را از اين طايفه ، بسيار به خدمت بودند . شاردن مبلغ گزافى وظايف و مستمريات اين طايفه را كه در ايام شاه سليمان مىگرفتند ، ذكر كرده است . « 2 » ( از حرفهء طبابت نيز در جاى ديگر سخن گفتيم ، آن نيز با علم تنجيم در كثرت توان باشد ) .

--> ( 2 ) . شاردن در كتاب معروف و دائرة المعارف خود ، سياحتنامهء شاردن ( متن اصلى ، ج 5 ، ص 324 ) به وظايف و مقررى « منجم‌باشى » دربار اشاره مىكند . توجه علاقه‌مندان را به فصل بيست و يكم كتاب تذكرة الملوك ( تهران ، 1334 ) و نيز تعليقات مينورسكى بر همين كتاب با عنوان سازمان ادارى حكومت صفوى ، ترجمهء مسعود رجب‌نيا ( تهران ، 1334 ) ، ص 109 و بعد جلب مىكنم .