اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )
144
سفرنامه اوليويه ( فارسى )
شده و آب اين دريا تا جزاير يونان رفته و باعث طوفان معروف موسوم به اوژيرتن [ اوژيژه ] « 21 » شده است . مسيو درودلاواله در تذكرهاى كه در مجمع علوم طبيعى قرائت كرده با تبعيّت از رأى پالاس و گملين ، وسعت بسيار و اتصال درياى خزر به درياى سياه در ازمنهء قديم را تأييد كرده و گفته كه درياى خزر و آزوف و بحراسود ، هزار و سيصد سال قبل از هردوت به هم متصل بوده ، و يك دريايى به وسعت درياى سفيد بوده است . درياى آزوف بعد از هردوت ، پنج ششم از وسعت آن كم شده ، و درياى سياه نقصان فاحشى از طرف حصهء شمال ، و از مصب دانوب تا مصب فاز « 22 » يافته است . مقالات بىشمار تاريخى ، زمان شكافته شدن اين راه را به زمان بعضى از سلاطين منسوب كردند كه تقريبا هزار و پانصد سال قبل از تولد حضرت مسيح عليه السلام بوده است و گفتهاند كه نتيجهء پيوستن اين دو دريا ، پوشيده شدن و غرق شدن بعضى از جزاير يونان [ را در بر داشته است ] . مسيو درو اين مطالب را به فصولى چند از مقالات قدما مؤيد ساخته و اكنون در خيال اين هستيم كه مقرر نماييم تا در مقالات مصنفين يونان و لاتين و اين دو دانشمندى كه ذكر سخنان ايشان كرديم ، فرقى نگذارند . ميان فقرات صحيح و معتمد تاريخى و فقرات موهوم و تصورات بىاصل افسانهها و كلمات مرموزه در حكايات رب النوعهاى عقايد باطلهء قدما [ فرق بسيارست ] . همچنان در خيال اين هستيم كه تفحص نماييم و معلوم كنيم كه تا چه پايه سخنان مخالف قانون طبيعى را قبول توان نمود . مثل اينكه جزاير بسيار مرتفع از سطح دريا كه هيچ آثار ولكانيك در آنها ديده نشده است . مثل جزيرهء « رودوس » كه گفتهاند از قعر دريا بيرون آمده و بعدا ظاهر شده است . يا جزيرهء ديگر مانند جزيرهء « دلوس » كه گفتهاند پيش از آنكه در يكجاى مستقر شود ، مدتى در روى آب چون كشتى حركت داشته و تبديل مكان مىكرده و بالاخره هم در مقام كنونى آن ثابت و برقرار گرديده است . يا مثل جزيرهء « سانس » كه مىگويند كه اجزاى آن حينا بعد حين از هم متلاشى شده و در قعر آب رفته و بعد از زمانى باز ظاهر شده است و غيره . همچنان در خيال اين هستم كه بفهميم سبب فراگرفتن آب و مستغرق ساختن جزاير قديم را در زمان سلطنت اوژيرلن ، كه چگونه بوده است ، بدون اينكه بخواهيم امتحان نماييم
--> ( 21 ) . Ogiges ( 22 ) . Phas