اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )

127

سفرنامه اوليويه ( فارسى )

متصرفات عثمانى در مغرب گرجستان ، شمال كوه قفقاز و جنوب كوه آقرى [ آرارات ] كه در سطحى بسيار مرتفع واقع هستند ، بر بيشتر كوههاى ما بين استيلا دارند . كوه قفقاز كه بغازگاه ، ما بين درياى سياه ( تا باكو ) و درياى خزر [ پيش ] مىرود ، تا آن سوى درياى خزر و خليج بالكان كشيده مىشود و بخشهايى نيز از [ شمال ] خراسان گذشته و از مملكت بلخ عبور كرده و به سلسلهء كوههايى كه منبع جيحون و رودخانهء سند و گنگ است ، مىپيوندد كه بعضى از جغرافيدانان آن را به اسم قفقاز نيز خوانده‌اند . كوه تورين كه به تركى « الاطاغ » گويند ، بعد از عبور كردن از ارمنيه [ ارمنستان ] و گذشتن از آذربايجان و بعد از پيوستن از جهت جانبى به شعبه‌هاى كوه قفقاز و متشكل شدن [ با آن كوهها ] به خط مستقيم از مغرب به مشرق ادامه يافته و پس از رسيدن به سلسله جبال مملكت مديه به شرق [ تداوم مىيابد ] ، سپس از آن سمت [ درياى خزر ] از ما بين نيشابور تا هرات گذشته [ و تداوم آن ] و از ميان كابل و قندهار عبور مىكند و بدان سوى كشمير تجاوز كرده و [ سرانجام ] تبّت را از هندوستان جدا مىسازد و منبع پنج رودخانه‌اى مىشود كه تمامى به رود سند مىريزند . كوه زاگروس كه چنين مىنمايد كه در تحت درياچهء وان از كوه توروس منشعب مىشود - چنانچه گفتيم - به محاذات دجله است . رودى نيز از مشرق شوشتر گذرد كه به لرستان و فارسستان داخل شود و در چند فرسخى از ساحل خليج‌فارس ، همچنان به طول ساحل رود ، تا آن سوى بندرعباس [ ادامه يافته ] ، به دريا منتهى شود و به نهايت برسد . كوه « اورونت » « 2 » كه اكنون « الوند » نامند و با كوه زاگروس ، تقريبا متوازى باشد و در چند فرسخى بالاى همدان ، دو شعبه شود : يك شعبه به جانب شمال شرقى متوجه گردد كه از مغرب قزوين مىگذرد و در جنوب غربى قزوين به كوه البرز مىپيوندد كه آن نيز از جملهء سلسله‌هاى « توروس » باشد . [ اما ] در جنوب همدان ، كوه الوند - در صورتى كه شعبه‌هاى كوه زاگروس متشكل بماند ، از اراضى مرتفع لرستان و كوههاى مستور از برف بگذرد كه منزلگاه لرها و مسكن بختياريهاست . مغان و يك حصه از شيروان و گيلان و مازندران از اين سطح مرتفع ، خارج است و كمال انخفاض را دارند ، به قسمى كه از سواحل محيط « 3 » و درياى سفيد نيز پست‌تر است . سلسله كوههاى قفقاز توروس از اين سوى ، بسيار بلند ديده نشود و سراشيبىهاى آن در طرف درياى

--> ( 2 ) . Orantes ( 3 ) . محيط - اقيانوس ، درياى بزرگ