ميرزا ابراهيم
39
سفرنامه استرآباد و مازندران و گيلان و . . . ( فارسى )
بود [ و چون ] زياد كهنه شده بود [ آن را ] واچيدند . او را هم قورخانه و توپخانه ساختهاند . سواى اين گميها چهار فروند گمى دولتى در آشوراده مىباشد . دو فروند آتشى ، يك فروند اشكون [ و ] يك فروند بارج كه همه توپ و قورخانه در ميان خود دارند . و ده دوازده گمى كوچك دارند كه هر يكى در ميانش دو ميل توپ يك پوند دارد . كه تركمان از ترس اينها هرزهگى زياد نمىنمايد ، ليكن از كنارگوشه به وقت فرصت ، دستبردى مىزند . و درازاى آشوراده يك ويرس « 1 » و نيم [ و ] پهنائى نيم ويرس مىباشد . و به جزيره سمت شرقى آشوراده دو ويرس مىشود . و هواى آشوراده در تابستان اگر باد نباشد ، جهنم است [ و ] زياد پشه دارد [ و ] از گرما آدم بسيار ناخوش مىشود . اگر باد بيايد بهتر است و پشه كمتر مىشود و آب چاهها طعم شورى دارند . و يك چاه كه سرش پوشيده است سردتر و بهتر مىباشد . و شالىزار بلوك انزان سمت كنار دريا است . و از محلهء جز به كردمحله سه فرسخ سبك است .
--> ( 1 ) - ظاهرا منظور مؤلف ورس است .