ميرزا ابراهيم
31
سفرنامه استرآباد و مازندران و گيلان و . . . ( فارسى )
[ بخش چهارم ] [ از شاهرود به قريهء جز ] [ راه شاهرود به تاش ] از بابت راه شاهرود كه شش فرسخ به تاش است از كتلهاى سنگ - لاخ رد شده پل كوچكى دارد كه طرف چپ درخت بزرگى است [ و ] بعد صحرائى است . يك فرسخ گذشته طرف راست ده آبادى است ، رد شده طرف چپ ، خرابهء محمدآباد است كه در راه آب زياد دارد . به مسافت چهار فرسخ و نيم از شاهرود و صحرا گذاشته داخل دره مىشود . نيم فرسخ آمده توى دره رباطتجر است كه آبادى ندارد [ و ] پنج فرسخ به شاهرود مىباشد . از آنجا گذشته از ميان دره مىآيد مىرسد به درهء بادپرّان « 1 » كه طرف چپ به مازندران مىرود ، كه بالاى بلندى كاروانسراى ديگر است . و طرف راست راه استراباد و تاش است . [ دهكدهء تاش ] كه از آنجا وارد تاش مىشود كه قلعهچه [ اى دارد ] و بيرون قلعهچه
--> ( 1 ) - بفتح پ و تشديد راء .