هانرى رونه دالمانى ( مترجم : محمد على فره وشى )

40

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى )

و اگر احيانا متعرض شوند مرتكب خطاى بزرگى مىشوند كه بخشيدنى نيست زيرا در چنين صورتى به امكنهء مقدسه اهانت نموده‌اند و مردود عامهء مسلمانان ميگردند . زندانها وضع زندان ايران ابدا شباهتى بزندانهاى اروپا ندارد . مدت حبس زندانى هم محدود و معلوم نيست و حبس با اعمال شاقه نيز در اين كشور ناشناس است . هرحاكم جديدى كه بايالتى وارد مىشود اعلان عفو عمومى ميدهد و مقصرينى را كه حكومت قبلى زندانى كرده است آزاد مىكند و فقط سه الى چهار نفر از آنها را محض عبرت اعدام مينمايد . در طهران هم زندان‌هائى هست كه بزرگترين آنها در مدخل ارك سلطنتى واقع است و داراى سلول‌هاى زيرزمينى است ، اين زندان مخصوص كسانى است كه به كلى بايد بدست فراموشى سپرده شوند . ديگرى زندان شهريست كه در آنجا زنجيرهاى سنگينى به گردن مقصرين انداخته و آنها را بهم مىبندند و پاهاى آنها را در قطعه چوبى كه به كند موسوم است ميگذارند تا نتوانند فرار كنند . فكر طرز ادارى اروپائى و رفرم عدليه ناصر الدين نخستين شاهى بود كه ميل داشت طرز ادارى اروپائى را تقليد نمايد ، پس از مراجعت از اروپا مجلس شوراى دولتى تشكيل داد تا از ظلم‌وجور حكام و درباريان و مأمورين دولتى نسبت برعايا جلوگيرى شود و مخصوصا دست علماى روحانى را از دخالت در امور كشورى كوتاه كنند و از نفوذ و قدرت آن‌ها بكاهند ولى بواسطهء اعتراضات و مخالفتهاى شديد و از بيم آنكه مبادا از اقتدارش كاسته شود از قصد خود صرفنظر نمود و اوضاع را به حال خود گذارد . پس از مراجعت از سفر دوم اروپا باز به خيال رفرمى افتاد و ايندفعه نسبت به بست‌ها كه جانيان بآنجاها پناهنده ميشدند و بقدرت دولت ميخنديدند سخت حمله نمود و حكم كرد كه درب اين امكنهء مقدسه بايد به روى جانيان بسته شود و عدالتخانه‌اى داير گردد كه بجنايات رسيدگى كنند و حكم مقتضى كه براساس انصاف و عدالت باشد بدهند . متأسفانه ناصر الدين اجراى اين احكام را بعهدهء اشخاص قديمى گذارد كه