هانرى رونه دالمانى ( مترجم : محمد على فره وشى )

37

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى )

اين نوع مجازاتهاى سخت كمتر صورت ميگيرد ، آنچه بيشتر رواج دارد چوب و فلك است ، بدين‌طريق كه مقصر را به پشت خوابانده هردو پاى او را در فلك ميگذارند و دو نفر فراش دو انتهاى فلك را بدست ميگيرند و چهار نفر ميرغضب دو به دو در جلو و عقب مقصر ايستاده تركه‌هاى ترى را به كف پاى مقصر ميزنند ، گاهى هم بمقصر ترحم كرده جوراب را از پايش در نميآورند ولى غالبا پاهاى او را برهنه ميكنند تا چوب به كف پاى او بخورد ، رئيس ميرغضبان بداد و فرياد و گريه و زارى مقصر اعتنائى ندارد و پيوسته بزيردستان امر مىكند كه محكم‌تر بزنيد و چون ديد چوبها خرد شده‌اند دستهء تركه‌هاى ديگرى را بزيردستان تقسيم مىكند زيرا كه هميشه مقدار زيادى از آن‌ها را در حوض دار الحكومه ذخيره كرده است ، در آب ريختن تركه‌ها براى اين است كه خشك نشوند و هميشه تر و تازه و چسبنده باشند . هرگاه مقصر يا بستگان او پولى بميرغضبان بدهند آن‌ها هم در عوض به تخفيف مجازات پرداخته و چوب‌ها را طورى ميزنند كه كمتر بپاى مقصر بخورد يعنى بيشتر تركه‌ها را به چوب فلك ميزنند . البته اين تخفيف مجازات متناسب با كمى و زيادى پولى است كه ميرغضبان بعنوان مداخل ميگيرند . بمناسبت كاپيتولاسيون بين دولت ايران و دولت فرانسه ، چنين به نظر ميرسد كه هركس از ايرانيان كه بداشتن نشان « لژيون دونر » مفتخر باشد از چوب و فلك معاف است و بهمين‌جهت است كه غالب افسران و وزرا و حتى اعضاء خانوادهء سلطنتى درصدد گرفتن اين نشان افتخارى هستند تا از چنين مجازاتى معاف باشند . در صورتى كه قتلى واقع شود و قاتل دستگير گردد اقوام مقتول بنابر قانون قصاص مىتوانند مقصر را مطالبه كنند كه او را بقتل رسانند و يا هراندازه كه دلخواه آنان باشد از او و بستگانش بعنوان خونبها پول بگيرند و بآزادى او تن دردهند . گاهى هم اتفاق ميافتد كه خانوادهء مقتول نظر بعدم اعتماد بمحاكم رسمى و يا براى اينكه زودتر از قاتل انتقام بگيرند بمحبس هجوم آورده قاتل را از آنجا بيرون ميآورند و مطابق ميل خود با او معامله ميكنند چنان كه در سال 1888 كه يكى از اقوام شاهزادگان قاجار بقتل رسيده بود و قاتل هم در وزارت جنگ زندانى