هانرى رونه دالمانى ( مترجم : محمد على فره وشى )

27

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى )

« لردكرزن » راجع بنقصان مداخل كارمندان دولت شرحى مينويسد كه بسيار قابل توجه است . او از « سرجان ملكم » نقل قول مىكند كه فتحعلى شاه در عيد نوروز 30 ميليون تومان از فرمانفرمايان و حكام ايالات و ولايات و ساير اعيان و بزرگان بعنوان پيشكش ميگرفت ولى ناصر الدين شاه باخذ نصف اين مبلغ هم موفق نگرديد و در سنوات اخير اين مبلغ بطور محسوسى تقليل يافته است . اين نقصان مداخل بسيار قابل ملاحظه است و مىرساند كه تحصيلداران ماليات چگونه خون رعاياى بدبخت را مكيده‌اند كه ديگر قادر بر پرداخت مداخل نيستند و نظر باينكه مداخل حكام رو به تقليل گذارده از مبلغ پيشكشى ساليانه نيز كاسته شده است . يكنوع ماليات جديدى هم بتوسط مظفر الدين شاه برقرار شده است و آن اينست كه اگر شاه با دست خود شكارى را به خاك اندازد اعيان و اركان دولت و بزرگان مملكت بايد براى خوش‌آمد مبلغى بعنوان نازشست به او بپردازند . اختلاس در موقعى كه شاه بفكر انجام كارهاى عام المنفعه‌اى بيافتد و بخواهد مثلا باصلاح جاده‌اى بپردازند و يا پلى در روى رودخانه بسازند ، مبلغى كه براى اين كار منظور شده و از خزانهء دولتى بيرون آمده بمحض اينكه بدست كارمندان دولتى ميرسد در هرمقام و درجه‌اى مقدارى از آن كاسته مىشود بطوريكه چون بدست آخر رسيد قابل آن نيست كه اقلا به كار شروع كنند . سود كارمندان متعدد دولتى در اين است كه از يكديگر پشتيبانى نمايند و به اصطلاح نان به يكديگر قرض دهند و بهمين‌جهت بسيار مشكل است كه بتوان چاله‌هائى را كه اين پول در آنها افتاده است كشف كرد و به همين دليل است كه اوضاع راه‌هاى ارتباطى اين كشور به وضع رقت‌بارى درآمده است . در مواقعيكه بندرت بفكر اصلاح و تعمير راهى ميافتند بقدرى در مصرف پول خوددارى مىشود كه راه خراب سابق بر راه اصلاح شده بمراتب ترجيح دارد . تجمل‌پرستى عمال دولتى آنها را مجبور مىكند كه برشوه‌گيرى عادت كنند و