هانرى رونه دالمانى ( مترجم : محمد على فره وشى )
9
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى )
بختيارى كه در اينوقت در پاريس بود از من دعوت كرد كه به خاك بختيارى هم بروم و چندى مهمان او باشم زيرا كه خود او هم عازم حركت بايران بود . پس خط سير خود را بطريقى معين كردم كه ابتدا از تركستان روسيه عبور كرده بكشور ايران وارد شوم و پس از توقف مختصرى در مشهد ، راه تهران را در پيش گيرم و در مسير خود شهرهاى نيشابور و سبزوار و شاهرود و ناحيهء ورامين را بهبينم و به شهر تهران كه پايتخت ايران است برسم و پس از توقف مختصرى از جادهء معمولى كه از شهر مقدس قم عبور مىكند بشهرهاى كاشان و اصفهان بروم و بعد از ديدن قصور قديمى پايتخت شاهان صفوى به طرف خاك بختيارى روى آورم و بدهكدهء بزرك جونقون كه محل سكونت تابستانى جناب سردار اسعد رئيس ايل بختيارى است بروم و در مراجعت هم از همين راه بتهران برگردم و از خط قزوين و رشت و انزلى و عبور از بحر خزر ببادكوبه بروم و از آنجا با راهآهن باروپا بازگردم . خلاصه بر طبق همين نقشه من بعشقآباد رفتم و در آنجا باز بملاقات دوست قديمى خود موسيو « سزارى » نائل گرديدم كه در اينوقت مقام مهمى را اشغال كرده بود يعنى بمساعدت هيئت بلژيكى كه مأمور اداره كردن گمرك ايران بودند ، از آموزگارى بدرجهء بازرسى كل گمرك خراسان ارتقاء يافته بود . پس از احوالپرسى و تعارفات رسمى ، موسيو « سزارى » به من گفت : « شما با اين اميد بايران آمدهايد كه راجع بصنايع و معمارى اينكشور باستانى تحقيقاتى بكنيد و اطلاعاتى بدست آوريد ولى بايد بشما بگويم كه دير رسيدهايد . از اشياء قديمى آنچه نفيس و باارزش بوده همه را ارمنىها و يهوديان بدست آورده و بپاريس و لندن و ساير شهرهاى بزرك اروپا برده و به بهاى زيادى فروختهاند و گمان نميكنم ديگر چيز مهمى از اين اشياء آنتيك گرانبها در ايران باقى مانده باشد . بنابراين من پيشنهاد مفيدى بشما ميكنم و آن اين است كه علاوه بر تحقيقاتى كه ميكنيد و بايد بر طبق مأموريت خود نتيجه را بوزارت فرهنك فرانسه گزارش دهيد خوب است كتاب كاملى تأليف نمائيد كه از اوضاع و احوال سكنهء اين كشور باستانى و رسوم و عادات و قوانين جاريه در ميان مردم حكايت نمايد و آن را با عكسهاى لازم و جالب توجه زينت دهيد ، شما خوب ميتوانيد چنين كاريرا انجام دهيد ،