فيروز ميرزا فرمانفرما
75
سفرنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
كوچه گردان منزل هفدهم كوچه گردان « 1 » و مسافت اين منزل شانزده فرسخ است . در منزل گزك كه رضا خان سركرده آمده بود از او تحقيق آب اين منزل را كردم گفت : به واسطهى آمدن باران دو روز قبل كه ما مىآمديم رودخانه خيلى آب داشت امّا من جرئت نمىكنم صريحا بگويم حالا آب دارد زيراكه اين رودخانه سرازير و تند است و جايى ندارد كه آب بند شود ، گاهى كه باران شديد مىآيد يك روز دنبالهى او مىآيد گاهى سه روز چهار روز مىآيد و گاهى در پنج ساعت خشك مىشود و به محض خشك شدن مثل ساير رودخانههاى ديگر به كندن و سهولت آب در نمىآيد . و اين حرف باز محل پريشانى خاطرها شد و اسباب اوقات تلخى گرديد . نبودن آب در راه اين منزل در ميان منزل يك چاهى بود كه آب او هم از خشك سالى فرو رفته تمام شده بود ، مقنىها دست و پا كرده پنج شش ذرعى در اين زمين سخت قچّاقى كرده كنده بودند . و اين چاه چهل ذرع طناب مىخورد ، ناچار از اين حرف رضا خان سركرده و پريشانى خاطر فورا جمّازهسوارى به رودخانه فرستادم كه ملاحظهى آب را نموده زود خبر بياورد . بهجهت رسيدن خبر در گزك توقف كرد ، وقت ظهر خبر آورد كه در رودخانه آب فراوان است امّا زياد گلآلود است . فورا اردو را با بنه و سايرين حركت داده و مشگ و راويهها را از آب صاف پر كرده به توپخانه و سربازان داده روانهى رودخانه شدند . و اين رودخانه يك فرسخ از چاه ميان منزل دور تر واقع شده ، پس از فرستادن بنه خود با قليل جمعيتى بدون بنه و چادر دو
--> ( 1 ) . سايكس هم از كوچه گردان گذر كرده و در كتاب « هشت سال در ايران » خيلى از سبزى و خرمى آنجا تعريف كرده است و مىنويسد : « افسوس خورديم كه از خاك به اين حاصلخيزى و آب به اين فراوانى استفادهى كافى نمىشود » . سايكس ، هشت سال در ايران .