فيروز ميرزا فرمانفرما
54
سفرنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
سال تمام در محاصرهى بنده بود كه بالاخره دستگير نمود ، از آن زد و خوردها و شكست و فتح و زحمتها و قوه و قدرت جوانى كه به خاطر مىآورد با حالت شكستهى حاليه بر حيرت مىافزود . وضع مهندسى قلعه محل تعجب است ؛ اصل ارگ در سرتپهى سنگى واقع شده كه مشرف است بر عمارات و باغات و جلگه ، سه قلعه در ميان يكديگر مىباشند و شهرش هم در زير ارگ واقع شده كه در ديوار و بدنهى آن دو عراده توپ جفت مىرود آنقدر پهن است ، و خندق معتبرى دارد . ديوار شهر هم در روى خاك ريز بلندى گذاشتهاند كه در يورش بسيار به صعوبت مىتوان بالا رفت ، و خانههاى اين شهر كلّا رو به ارگ است و براى اين بوده كه اگر كسى خيالى در شهر كرده باشد فورا از ارگ كه مشرف است بزنند دفع و رفع نمايند . سواره ممكن نيست برود لابدا همه را پياده رفته صدمه به پاهايم وارد آمد و مرض نقرس باز بروز كرد كه چند روز است مبتلا مىباشم . اين قلعه كه شهر قديم است و مخروبه شده به نقد بىفايده و بىمعنى است . هرگاه بخواهند باغ نمايند قدرى مخارج دارد مسطح شود ، آب از خارج خوب مىگيرد بسيار جاى باصفاى خوب و بافايده مىشود . ارگ و تالار و طويلهاى فقط را براى ساخلوى سرحدآباد نگاه بدارند كافى و صرفهى دولتى مىشود . ارگ خرابى كلى داشت حتى المقدور در تعميرات كوشيده ، و اكنون هم بنّا و عمله مشغول مىباشند . زراعت در بم زراعت بم از خالصه و غيره به قاعده بود ، ولى حناكارى به واسطهى غفلت در هيچكدام از خالصجات در اين سنوات نكرده بودند . عباس خان را ، كه نايب