فيروز ميرزا فرمانفرما
51
سفرنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
ميوهجات آنها انگور است و ساير ميوهجات از قبيل به و انار و سيب و زردآلو و گوجه فراوان است ، و زراعت هم منحصر به غلّه مىباشد . ولى به واسطهى خشكسالى و كثرت باد همه را گرد و خاك گرفته بود كه به هيچوجه صفا و طراوتى باقى نگذاشته بود . زراعت خالصه و غيره از كمى آب عمل نيامده بود . استاد حسن مقنىباشى را در آنجا گذاشته كه در قنوات كار كند و محصلى نيز گماشته كه زراعت نمايند ، و مباشر آنجا را هم به همين واسطه گوشمالى داده بلكه معزول خواهد نمود . تهرود منزل چهارم تهرود « 1 » است و مسافت اين منزل هشت فرسخ سنگين است و دو راه دارد ، يك راه آن طورى است كه درشكه و كالسكه مىرود صحراست و آبش شور مىباشد ، آبادى در اين راه نيست و جنگل است از درخت گز . و راه ديگر آن از رودخانه است كه جنگل معتبر مىباشد ، كبك و تيهو در آن جنگل فراوان است ، درّاج هم پيدا مىشود و آبادى ندارد مگر ايلات و گوسفنددار و از طايفهى دوم كه قراچى باشد سه خانه چهار خانه در هرنقطه مسكن براى خود قرار داده قشلامش مىكنند . جنگل آن رودخانه بسيار باصفا است و درختهايى از گز و كنار و غيره دارد . سكنهى رعاياى تهرود متفرق است كه در هرنقطه از خالصه و غيره ده خانهوار مختصر سكنه دارند . زراعت آنها هم بد نبود و تعريف هم نداشت ، در آنجا هم محصل گذاشته تأكيدات زياد در كشت و زرع نمود .
--> ( 1 ) . تهرود امروزه دهستانى است از بخش راين كه از بيست آبادى تشكيل شده و در سر راه شوسه بم - كرمان قرار گرفته است . آب مشروب آن از رودخانهى تهرود است كه از كوهستان ساردوئيه سرچشمه مىگيرد و پس از گذشتن از بم و فهرج به لوت شورگز مىريزد .