فيروز ميرزا فرمانفرما
36
سفرنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
راحتى از دست مىرفت . ثبات و پايدارى مناصب منوط به اراده ، پشتكار ، استعداد و خلاقيت افراد نبود ، بلكه صرفا به ارادهء شاهانه و دسيسه و زد و بندهاى دربارى و ميزان نفوذ افراد بر شاه مربوط مىشد . شايد احتياط و تصميمگيرىهاى ناپايدار شاه هم منوط به شرايط اجتماعى و قدرتمندى سيستم سنتى در درون تركيببندى مملكت بود . بطورى كه تغييرات حتى اگر در ساختار دولت مىتوانست موفق بدرآيد ، بايست مورد قبول بخش اعتقادى يا به عبارت بهتر روحانيت « 1 » قرار گيرد . اين مهمترين قسمت بود چرا كه مىتوانست با سيلى از مخالفت مردم همراه باشد . علاوهبر آن همراهى مسائل جامعه با باورها و اعتقاد مذهبى بشكلى عميق در تمام بخشهاى مختلف جامعه ( از دولتمردان گرفته تا عامهء جامعه ) ريشه داشت بهرترتيب به نظر مىرسد كه فيروز ميرزا در اين پست تا اين مرحله موفق بود . سال بعد ( 1286 ق / 1869 م . ) فيروز ميرزا معاون كامران ميرزا « 2 » وزير جنگ مىشود . و بالاخره در سال 1287 ق / 1870 م . به پست وزارت جنگ و وزارت لشگر مىرسد . شايد اين فرصت براى مردى از تبار او ايدهآل بود كه بر قلهء آمال خود بايستد ، امّا اين پست براى او ديرى نپاييد . فيروز ميرزا سالها بعد ، هنگامى كه فرصت كاميابى خود را در پست وزارت جنگ كوتاه ديده بود ، در قسمتهايى از خطوط سفرنامهاش كوشيد كه عدم موفقيت خود را در آن ايام ، با تلفيقى از نقطه نظراتش در رابطه با قشون و قلاع كرمان و بلوچستان بپوشاند و آن را چنين بازگو كند : « اگر ديوان بخواهد در اين بلوك نرماشيرآبادى زياد نمايند ، سالى دو سه هزار تومان مايه بگذارد ، در هرنقطه كه قابل و پرآب است بهطور سهل و
--> ( 1 ) . اين گروه منسجمترين تركيببندى اجتماعى اين دوران را چه به لحاظ ساختار درونى و چه به لحاظ اقتدار شرعى يا كاريزماتيك تشكيل مىدادند . ( 2 ) . كامران ميرزا پسر ناصر الدين شاه است . وى جزو كسانى است كه هرم قدرت ترقىخواهانهء سپهسالار - مستوفى الممالك - كامران ميرزا تشكيل مىداده است .