فيروز ميرزا فرمانفرما

34

سفرنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )

آنجا كه بتوانم از آنها استفاده مىكنم . » « 1 » شايد شاه هم به دنبال روزنه‌اى براى ايجاد ارتباط و امتزاج اين دو سيستم كهن و نو بود . امّا در اين بين بسيارى از درباريان و سياستمدارانى قرار داشتند كه پايبند به نظام كهن سالمندسالارى بودند و مخالف جايگزينى آن با شكلى از مدرنيته در جامعه بودند ، اين گروه اكثرا با آن درگير مىشدند . اين تعارض كه از برخورد دو نظام جديد و مدرن پيش مىآمد حتى تا زمان ورود پسر فيروز ميرزا به جرگهء درباريان و سياستمداران و حتى مدت‌ها بعد از آن هم ادامه يافت ، چنانچه اعتماد السلطنه كه از منتقدان اين دوره است ، در اين‌باره چنين مىنويسد : « سلام امسال از پارسال بىعظم‌تر بود . باز پارسال وليعهد بود و ظل السلطان حاضر بود ، چند نفر از شاهزاده‌هاى پير بودند . امسال ظل السلطان تمارض نمود نيامد . به جاى حسام السلطنه پير ، حسام السلطنه جوان شمشير آويخته بود . به جاى نصرت الدولهء هفتاد ساله ، نصرت الدوله شانزده ساله بود . دولت ما جوان نشده بچه و طفل شده ، از وزير گرفته الى تمام رؤساى ادارات كه سال ديگر خواهند آمد . . . » « 2 » در سال 1285 ق / 1868 م . فيروز ميرزا درخواستى مبنى بر ادارهء قورخانه به ناصر الدين شاه بدين قرار مىفرستد : « . . . توپخانه و قورخانه را لازم و ملزوم يكديگر دانسته مستدعى خواهد شد و براى خدمت و صرفه دولت سوا [ و ] جدا ندادند و مستدعى شود كه اين دو را يكى كرده صاحب‌منصب و مردمان معتبر درستى و با علمى و با وقوفى از هرمقوله و طبقهء گذاشته و نتيجه و حاصل كار بخواهد و روز بروز ترقى كار را مثل آفتاب از نظر مبارك مشهود و روشن سازد و همچنين ملبوس توپچى را كه زياده از

--> ( 1 ) . پولاك ، همانجا ، ص 203 . ( 2 ) . روزنامهء اعتماد السلطنه ، انتشارات امير كبير ، تهران ، 1377 ، ص 224 .