فيروز ميرزا فرمانفرما
16
سفرنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
طريقهء سازمان دادن به سبك اروپايى را آغاز نموده ، افواج با انضباطى از تمام رستهها تشكيل داده بودند از اينكه به چنين جنگ نابرابر پايان داده شود ، ناراضى نبودند . اين نه از آن جهت بود كه به نقطهء تكامل برسند ، بلكه لااقل تا حدى كه توانايى اين را پيدا كنند كه در برابر سپاهيان روس با شرايط بهترى ظاهر شوند . . . » « 1 » البته اين در حالى است ، كه هيچكدام از سياستمداران ايران ، تا مدتها به درك آن دست نيافتند . " اوليويه برونيه " يكى از نمايندگان هيئت اعزامى ناپلئون بناپارت در 1209 ق / 1796 م . مىنويسد : « ما در ايران كسى را نديديم كه از اتفاقات بزرگ اروپا اطلاعى داشته باشد ، حتى صحبت جنگ را هم نشنيدهاند . همگى در بىاطلاعى كامل از اتفاقات خارج از كشور خود مىباشند ، و به نظر ما مىرسد كه علاقهاى نيز به آگاه شدن به اين وقايع ندارند . » « 2 » حتى اگر عدهاى هم از آن مطلع بودند واهمهء ابراز آن را داشتند ، چراكه قدرت مهم و اجرايى و همچنين تصميمگيرندهء نهايى نيز خود شاه بود . هيچ سياستمدارى جرأت اظهار نظرى خلاف ميل شاه را نداشت ، چند تن از وزرا خطاب به جونز نمايندهء انگليس مىنويسند : « شما خود را به جاى ما بگذاريد و به ياد داشته باشيد كه اگر پيشنهادات ما مورد قبول شاه نباشد ، ممكن است جان خود را از دست بدهيم . » « 3 » تمامى اين وقايع همزمان با رشد و بلوغ فيروز ميرزا بود ، امّا همانطور كه گفته شد ، تعليم و تربيت اين دوران منوط به او نبود ، بلكه كليتى كه در برگيرندهء تمامى درباريان و شاهزادگانى بود كه با همين روال پرورش مىيافتند . در عين حالى كه دگرگونىهاى سريع و بنيادى جهان ، مرزهاى
--> ( 1 ) . دروويل ، گاسپار ، سفر در ايران ، ترجمهء منوچهر اعتماد مقدم ، انتشارات شباويز ، تهران ، 1367 ، ص 32 . ( 2 ) . اتحاديه ، گوشههايى از روابط خارجى ايران . . . ، ص 12 . ( 3 ) . همان ، ص 21