فيروز ميرزا فرمانفرما

14

سفرنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )

و احتمالا به همين علت است كه در طول زندگىاش ، به آن شم سياسى كه فرزندش از اوضاع اجتماعى - سياسى رسيده ، دست نيافته است . به هرترتيب اين بخش از زندگى فيروز ميرزا ، مقارن سلطنت فتحعلى شاه ، و آن هنگامى بود كه تئورىهاى سياسى تقسيم جهان ، توسط قدرت‌هاى مهم و مسلط اين دوران در حال شكل گرفتن بود . هركدام از آنها سعى جدى در وسعت بخشيدن به اراضى خودشان داشتند . از طرف ديگر ، ساختار سياسى ايران از شكل ملوك الطوايفى به سوى يك مركزيت مقتدر سياسى و به عبارتى ديگر تغيير در ساختارى با انسجام مكانيكى ( Mechanical Solidarity ) و حركت بسوى انسجام ارگانيكى ( Organic Solidarity ) است . بن‌تان در اين‌باره مىنويسد : « اين پادشاه در سال‌هاى اول سلطنت هنگامى كه همهء سران قوم قيام كرده بودند ، قدرت و استعداد لازم را از خود نشان داد و توانست تاج و تخت را به دست آورد . او برادرزادهء آقا محمد خان خواجه است كه غاصب تاج و تخت ايران بود . فتحعلى شاه با فعاليت و رشادت خود و اطرافيانش كه از ايل قاجار بودند ، توفيق به دست آورد و بدين ترتيب ايل قاجار كه دومين ايل مهم ايران بود به تدريج حتى بر ايل افشار كه به ايل طهماسب قلى خان يا نادر شاه معروف بود ، برترى يافت . بابا خان هنگامى كه به سلطنت رسيد نامش را به فتحعلى شاه تغيير داد . اعقاب وى عنوان شاهنشاهى نداشتند ، ولى وقار و متانتى كه فتحعلى شاه در امر سلطنت به كار مىبرد او را كاملا شايستهء لقبى مىسازد كه به خود تخصيص داده است . پس از تسلط كامل بر حكومت ايران ، پسران و دوستانش را به حكومت ولايات منصوب كرد و براى دوام سلطنت خود و بقاى صلح و آرامش در ايران از طوايف بزرگ و مقتدر كه