گاسپار دروويل ( مترجم : منوچهر اعتماد مقدم )

82

سفر در ايران ( فارسى )

گرم است . خانمها هم گاهى براى خريد يا ملاقات دوستانشان به بازار مىروند اما زنهاى طبقات پايين هميشه به تعداد زياد در آن‌جا ديده مىشوند كه غالبا از صبح تا شب را در بازار مىگذرانند و در تمام اين مدت براى كسب خبر از دكانى به دكان ديگر مىروند و از اين راه نزد خانمهاى كنجكاو جامعه‌ى اشراف و متمولين كسب اعتبار مىكنند . اين زنها غالبا گماشته‌ى خانمهاى مزبور هستند . من اغلب شاهد ياوه‌گوييهاى بىپايان اين زنها بوده‌ام كه پس از سه ساعت وراجى چنان گرم شده بودند كه به صداى مكرر خبردار خدمه‌اى كه در اين نوع معابر پيشاپيش اربابهايشان حركت مىكنند توجه ننموده‌اند . اين معابر هميشه پر از جمعيت است كه لاينقطع پروخالى مىشود . زنهاى ايرانى با اين‌كه از سر تا پايشان زير حجاب پوشيده شده ، مهارت خاصى در شناسايى يك‌ديگر از راه خيلى دور دارند و شگفت‌آور اين‌كه در موقع برخورد با يك‌ديگر اطمينان دارند كه عوضى نگرفته‌اند در صورتى كه مردها غالب اوقات از كنار زنهاى خود مىگذرند بدون آن‌كه آنها را بشناسند .