عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

79

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

چون فيروز به پادشاهى بنشست ، با مردمان نكوئى كرد ، و بروزگار او قحط افتاد ، اندر ايران شهر ، و باران باز ايستاد و هفت سال برين جمله برداشت . و اندر همه پادشاهى او هيچ جانورى از گرسنگى نمرد ، و اندران تدبير نيكو بكرد ، و آنچنان كرد ، كه دستوران خويش به اطراف همى فرستاد ، و مال از خزينه همى داد ، تا از ولايتهاى ديگر علف خريدندى و به ولايت او آوردندى ، و بر رعيت دادندى تا هلاك نشدندى . و چون مال و خزينه به آخر رسيد ، پيش ايزد تعالى دعا كرد تا خداى تعالى قحط را از آن ولايت برداشت . و جويها ( ى ) مرو او بريد ، و آب آن را قسمت نهاد ، و شهر فارياب [ 1 ] او بنا كرد و قصبهء گرگان و شهر آذربايجان و عين التمر [ 2 ] و كرمان او بنا كرد ، و از اين سبب او را كرمان شاه خوانند ، و فربرد [ 3 ] نسا او بنا كرد . بلاش [ 4 ] بن فيروز چون بلاش [ 5 ] به شاهنشاهى بنشست ، هم بر رسم پدر هميرفت ، و او پادشاهى نيكو سيرت بود ، و رسمهاء نيكو آورد ، و همه بصلاح رعيت كوشيده بود و رعيت را اندر ايمنى داشت و عدل كرد ، و به همه روزگار او ايرانشهر آراميده بودند و اندر ايمنى . قباد بن فيروز

--> [ ( 1 - ) ] پارياب : شهرى بود اندر ناحيت خراسان بر شاه راه كاروان در سلسلهء جهودان ( ميمنه ) و انتخذ ( اند ) خود و اشبورقان ( حدود العالم ) [ ( 2 - ) ] اصل : النمر ، ب : عين المز ، اما عين التمر در باديهء جزيره بر چپ آن كس باشد كى بشام رود ( اصطخرى 25 ) [ ( 3 - ) ] هر دو نسخه : حرير ؟ اما فربر شهرى است در ما وراء النهر به نزديك جيحون و روستا دارد ( اصطخرى 245 ) [ ( 4 - ) ] هر دو نسخه : بلاس ؟ [ ( 5 - ) ] هر دو نسخه : بلاس ؟ بقول جمهور بلاش .