عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
69
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
دسكره [ 1 ] او بنا كرد . بهرام بن هرمز اين بهرام مردى جد بود و مانى او را بدين خويش خواند اجابت نكرد ، و مانى را بدست آورد و بكشت ، و پوست او بياهخت [ 2 ] و كاه بياگند ، و بجندى شاپور بياويخت . و بيشتر از شيعه و تبع ( 24 ) كه او را اندران روزگار به ايران بودند بدست آورد ، و دوازده هزار مرد مانوى راهب را بكشت . بهرام بن بهرام چون بر تخت سلطنت بنشست ، دست ببدى برد ، و مردى بدخو بود و معجب [ 3 ] راى ، با اهل مملكت زشتيها كرد ، چنان كه همه وزيران و مدبران و كارداران او كه مصلح بودند دست از كار او بكشيدند . و چون ( به ) پادشاهى بنشست بر زبان او چيزهاى ناخوش رفت ، و همه رعايا از وى نفور بودند تا آخر عهد او . بهرام بن بهرام بن بهرامان [ 4 ] و چون بهرام بر تخت سلطنت نشست ، دست [ 5 ] ( به ) ستم و كشتن برد ، و بسيار
--> [ ( 1 - ) ] هر دو نسخه : دشكوه ؟ مجمل دسكرة الملك او بنا كرد . [ ( 2 - ) ] آهخت يعنى بر كشيد و بر آورد ( برهان ) [ ( 3 - ) ] معجب : متكبر ( المنجد ) . [ ( 4 - ) ] كذا در اصل . مجمل : بهرام بهراميان . حمزه : بن بهرامان . گزيده : او را بهرام بهرامان خوانند . و اين صحيح است ، الف و نون ادات نسبت است ، و ياى نسبت زائد است . غرر 241 : بهرام بن بهرام بن بهرام . [ ( 5 - ) ] اصل . داست ؟