عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

67

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

چون شاپور بن اردشير بركت [ 1 ] سلطنت نشست ، با مردمان به محاملت [ 2 ] رفت ، و هر چه اردشير گرد [ 3 ] كرده بود ، او بپراگند ، از مال و جواهر بمردمان بخشيد ، و پس قصد نصيبين [ 4 ] كرد و آن شهر را حصار كرد ، و اندران روزگارى شد ، كه حصارى بس محكم و منيع بود . و پس حيلتى [ 5 ] بكرد و بفرمود : تا كژدم جراره [ 6 ] بگرفتند و اندر قرابها كردند ، و پس آن قرابها را اندر منجنيق نهادند ، و اندر ( 23 ) حصار انداختند ، تا آن قرابها بشكست و كژدم بيرون افتاد ، و مردمان را همى گزيدند ، تا بسيارى مردم اندران هلاك شدند و زينهار خواستند و حصار بدادند و قصد قسطنطنيه كرد ، و چون اهل آن ناحيت بشنيدند ، كسان اندر ميان كردند و با وى صلح كردند و گزيد [ 7 ] برايشان نهاد . و كتابها كه اسكندر بروم برد و ترجمه كرد ، آن همه [ 8 ] كتابها را قسطنطين ملك جمع كرد ، و بر ستوران [ 9 ] بار

--> [ ( 1 - ) ] كذا در اصل . در ( ن و ب ) بر تخت . ولى صورت اصل اصح است ، و كت بمعنى تخت بود ، و تا كنون هم در افغانستان در فارسى و پشتو اين كلمه زنده است ، بوشكور بلخى راست : روز ارمزد است شاها شادزى * بركت شاهى نشين و باده خور . [ ( 2 - ) ] اصل : محاملت ، ولى مجاملت حسن معامله است ( المنجد ) [ ( 3 - ) ] در ( ن ) اين كلمه را حذف كرده‌اند . [ ( 4 - ) ] نصيبين خرم‌ترين شهر بست در جزيره و اندر روى گژدم است كشنده ( حدود العالم ) [ ( 5 - ) ] اصل : حلى ؟ [ ( 6 - ) ] جراره : بر وزن مكاره ، نوعى از عقرب بزرگ كشنده ( برهان ) [ ( 7 - ) ] اصل : كردند ؟ كه صحيح آن گزيد و گزيت و معرب آن جزيه و خزيت است . [ ( 8 - ) ] ب : آن كتابها . [ ( 9 - ) ] ب : - ندارد .