عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
65
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
بيرون آمد ، و با وى حرب [ 1 ] كرد . پس اردشير او را به قصر ( ابن ) هبيره [ 2 ] بگرفت و بكشت . و چون دلش از آن جهت فارغ شد . خويشتن را با شاهان شاه نام كرد ، و جامع از بهر آن خواندندى او را ، كه همه دانايان پارس را جمع كرد ، و فرمود : تا كتابهاى مغان كه ضايع [ 3 ] شده بود جمع كنند ، و شهر رى بنا كرد ، و خره اردشير [ 4 ] كه او را اواسط ( 22 ) گويند ، و استاد اردشير [ 5 ] كه او را انبار گويند ، و رام اردشير [ 6 ] كه او را بصره گويند . اين شهرها را او بنا كرد . و پيش از وى اصبهبد [ 7 ] جهان يكى بودى ، او چهار اصبهبد كرد : نخستين اصبهبد خراسان . دو ديگر خربران [ 8 ] اصبهبد و سوى مغرب او را داد . و سه ديگر نيم روزان [ 9 ] اصبهبد و ناحيت جنوب او را داد . چهارم آذربايجان اصبهبد و ناحيت
--> [ ( 1 - ) ] ن : حركت ؟ هر دو نسخه : حرب . [ ( 2 - ) ] در اصل ابن ندارد ، اما قصر ابن هبيره ميان بغداد و كوفه نزديك فرات است ( اصطخرى 86 ) و ابن هبيره از امراى شام بود كه در حدود سنه 110 ه . در گذشت ( الاعلام ) [ ( 3 - ) ] در اصل روشن نيست . ب : ضائع [ ( 4 - ) ] اصل : حرم اردشير ؟ ن : خرم اردشير ! طبرى ( 1 ر 479 ) اردشير خره ، كه در اصطخرى و غرر نيز چنين است . [ ( 5 - ) ] اصل : سادار اردشير ؟ طبرى ( 1 ر 479 ) استاباذ اردشير و هى كرخ ميسان . مجمل 62 : استاد اردشير ، حمز : اشاء اردشير ، اخبار الطوال 47 : استاد اردشير . [ ( 6 - ) ] هر دو نسخه : فرد بيسار ؟ بدون نقاط ، غرر 226 : رام اردشير در بصره . ( ن ) آن را به حد شخصى بنياد اردشير خوانده است . [ ( 7 - ) ] هر دو نسخه : اصهبد ؟ [ ( 8 - ) ] اصل : حزايران ؟ اما خربران شكلى از خاوران خواهد بود . [ ( 9 - ) ] هر دو نسخه : هم روران ؟ كه صحيح آن نيم روزان است منسوب به نيمروز ( سيستان )