عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
48
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
بود به كيخسرو [ 12 ] و كيخسرو بزاد ، و او را به پيران ويسه [ 1 ] سپرد ، چون بزرگتر شد [ 2 ] ، افراسياب خواست كه كيخسرو را بكشد ، او را پيش خواند ، خداى عز و جل او كيخسرو هوش و خرد بدان ساعت بستد ، تا سخن بيهوشانه هميگفت . افراسياب گفت ، ازين هيچ كار نيايد ، او را بگذاشت و نكشت . و چون خبر به كيكاوس رسيد كه او را پسرى است بتركستان . مر گيو بن گودرز را بفرستاد به طلب او ، تا حيلتها كرد ، و او را از تركستان بياورد . و چون به كيكاوس رسيد تاج بر سر كيخسرو نهاد ، و او را به پادشاهى بنشاند ، و كيخسرو ابتدا [ 3 ] به حق گذاردن گيو كرد ، و او را نيكو داشت . و گيو شهر باورد بنا كرد ، و طوس نودر ، شهر طوس به ايام او بنا كرد . و رستم بن دستان پيش كيخسرو بايستاد ، و از ايران سپاه كشيد ، و بتركستان رفت و كين پدر خويش از افراسياب خواست و همه [ 4 ] تركان بياهخت [ 5 ] و كرسيوز را بكشت ، و افراسياب را به آذربايجان اندر يافت و بكشت ، و همه كارزارها رستم كرد ، و كيخسرو و مر رستم را بدان خدمت كه كرده بود ، از خدمت معاف
--> [ ( 1 - ) ] ب : پيرابن ويسه ؟ بقول فردوسى : ويسه سپهسالار توران و پسرش پيران هم در عهد افراسياب اين منصب داشت و در شاهنامه نامهاى پهلوانان ديگر هم از خاندان ويسه مذكور است ، در اوستا مؤسس اين دودمان ويسكه AKASEAV و خود خاندان AYAKASEAV نام دارد ( آبان يشت 54 ر 57 ) كه در پهلوى ويسك با ياى مجهول است ( حماسهسرائى 584 ) [ ( 2 - ) ] ب : شد ندارد . [ ( 3 - ) ] هر دو نسخه : يا بتدا . [ ( 4 - ) ] در اصل روشن نيست . ب : همه [ ( 5 - ) ] اين كلمه در هر دو نسخه مغشوش است ( بياهخت ) خوانده مىشود ، و آهختن به معنى كشيدن و خلع جامه و غيره باشد ، فردوسى گويد : از آهختن تيغها از غلاف * كه قاف را در دل افتاد كاف . اگر قرائت متن صحيح باشد ، بايد آهختن با جاندار هم استعمال شده بتواند ؟